![]() |
![]() |
|
| بایگانی نوشته های روزبه گیلاسیان تا امروز |
|
در اين وبلاگ مي توانيد ، نوشته هاي روزبه گيلاسيان كه گردآوري شده از سال هاي 78 تا امروز مي باشد را دريافت نماييد. شرايط استفاده : 1- براي دريافت متن كامل هر مطلب ، كد متن درخواستي را به آدرس gillasian@gmail.com ارسال نماييد يا در صورت تمايل با گذاشتن آدرس E-mail خود Comment بگذاريد. 2- در هر پست تنها سه مطلب قابل تقاضا و ارسال مي باشد. 3- نقل مطلب از اين وبلاگ آزاد مي باشد.
--------------------------------
سال ۱۳۸۸ ----------------------------
ضرورت مبارزه مصلّحانه ۱۳۸۸-۸ آذر کد درخواست متن :۸۵درباره : جنبش سبز و جنبش دانشجویی از متن : ....چیزی که مبارزه مردمی را می فرساید و در نهایت آن را خانه نشین می سازد تقویمی و مناسبتی ساختن آن است. چیزی که هر جنبش مبارزه طلبانه ای محتاج آن است ساختن یک مناسبت از حضور خویش است نه حضور در یک مناسبت. جنبشی که توان این برجسته سازی خویش چون خیزابی از دل مرداب تاریخ را نداشته باشد بی گمان در باتلاق تقویم به گل خواهد نشست. او باید بتواند روزهای جدیدی را به تقویم اکنون هدیه کند. ... دانشجو که تا پیشتر خود را در مقام سوژه ی سیاسی افشای حقیقت می دید اکنون در برابر هجوم حقیقت عظیم ظهور مردم برخاک افتاده است. امروز رویای تصاحب خیابان برای دانشجو به واقعیت پیوسته است واقعیتی که لذت تخیل آن را از بین برده است. 16 آذر نام یک خیابان است یا نام یک تاریخ ؟ تا کنون برای دانشجویان 16 آذر نام یک تاریخ تقویمی سالانه بوده است و از این پس نام خاص یک خیابان نیز نیست بلکه نام عامی برای تمامی خیابان ها می شود ... ... آنچه می تواند این لحظه انباشت سیاست در سبد روزانه مردم را از حالتی خبرزده به حالتی خبرساز مبدل سازد و فرسوده شدن و کسالت بار شدن آن را متلاشی سازد تنها یک مشی است : مبارزه مصلّحانه. او از صلحجویی نه به عنوان یک سپر جهت آسیب ندیدن بلکه به عنوان سلاحی برای ضربه زدن و برانگیحتن استفاده می کند. صلحجویی نه نشانه ضعف بلکه عنصر قدرت بخش آن است. از این رو آنچه اهمیت دارد نه مفهومی ساده انگارانه از خشونت گریزی و توسل به نمادگرایی سیاسی در برابر قدرت به غایت مسلح و خشونت گرای موجود بلکه درک تجهیز خود به سلاح جدیدی است که خود را مصلّحانه می نامد. در برابر دندان های مسلح حاکم بر سرنوشت این دنیایی و آن دنیایی مردم ؛ جویده شدن یا بلعیده شدن هر دو حاوی نوعی خشونت است ، سنگی که در این غذای آماده ، دندان های مسلط را می شکند نه خشونت ورزی مضاعف بلکه عین صلح جویی است.... (کد درخواست متن :۸۵)آنارشیسم نتیجه گرایی و انعکاس ناپذیری مردم ۱۳۸۸-۷ مهر کد درخواست متن : ۸۴ درباره : جنبش سبز و چند اشتباه رایج از متن : ...میل به ایجاد یک جنبش بهداشتی ، یک عمل سیاسی ناب و پالوده همواره این ترس را حاکم می سازد که این وسواس فکری ، جنبش را از صورت یک اعتراض بی سر که متکی بر پیکرهاست به جنبشی معقول فروکاهد. کسانی که از ترس درافتادن در آنارشی ، به واسطه مشروعیت یافتن سرکوب اعتراضات، سخن می گویند باید بپذیرند که آنارشی نهفته در این جنبش ، آنارشی نهفته در یک عملیات حزبی – صنفی نیست که کل حقیقت آن را به باد دهد بلکه این آشوب جزئی از آن و بلکه خود آن است. اراده ی حاکم بر سرکوب این جنبش نیز نه امری معطوف به شکل بلکه سرکوبی است که حقیقت این جنبش و بودن آن را هدف قرار داده است نه چگونگی و شیوه ی بودنش را. شکست انعکاس ناپذیری مردم. نه به این معنا که مردم انعکاس ناپذیرند بلکه به این مفهوم که هر انعکاسی از آنها به عکس خویش بدل می شود. هر چیز به واسطه انعکاس نوری که بر آن می تابد روئیت پذیر می گردد...مردم گونه ای از این واقعیت مصور است که به یمن تابیدن نور رخداد رویت پذیر گشته است. اراده ی ثانوی همان معکوس کردن این تصویر منعکس از مردم برای دستیابی به مردم واقعی تر از واقعی یعنی مردم فی نفسه است . (کد درخواست متن :۸۴) مرگ در سمرقند--- فصلی از کتاب اغواگری DEATH IN ژان بودریار--Jean Baudrillard ۱۳۸۸-۲۹ شهریور کد درخواست متن : ۸۳ درباره : مرگ و اغواگری(ترجمه) از متن : ... سربازی در حال گردش در بازار به مرگ بر می خورد و چنین تصور می کند که او خود را در برابرش قرار داده تا چهره ی رعب آورش را به او هشدار دهد. او به سرعت نزد پادشاه می رود و از پادشاه درخواست می کند بهترین اسبش را به او بدهد تا شبانه از دست مرگ بگریزد و به نقطه ی دوری در سمرقند برود. پس از این ماجرا شاه مرگ را احضار می کند و او را به خاطر اینکه یکی از بهترین یارانش را ترسانده است سرزنش می کند. اما مرگ متحیرانه پاسخ می دهد : « من قصد نداشتم او را بترسانم. من فقط از دیدن آن سرباز در آنجا متعجب شدم چرا که ما با هم قرار ملاقاتی برای فردا در سمرقند داشتیم. ».... پسر بچه ای از یک فرشته می خواهد که آرزوهایش را برآورده سازد. فرشته به یک شرط این مساله را می پذیرد و آن اینکه کودک هیچ گاه به رنگ قرمز دم روباه فکر نکند. کودک فورن پاسخ می دهد که «فقط همین؟» و آماده می شود که آرزوهایش را به دست آورد. اما چه اتفاق می افتد؟ او قادر نیست خودش را از شر دم روباهی که باور کرده است خلاص سازد. چیزی که تا پیش تر برایش فراموش شده بود حالا در همه جا، در افکار و رویاهایش با رنگ قرمزش حاضر است. با وجود کوشش بسیار او قادر نیست این تصویر را ناپدید سازد. او ذهنش توسط این تصویر پوچ و بی معنی اما به همان میزان سرسخت تسخیر شده و توسط هر چیز مخالفی برانگیخته شده و هیچ خلاصی از آن میسر نیست. نه تنها وعده های فرشته عملی نشد بلکه او معنای زندگیش را نیز از دست داد. شاید تا دم مرگ هم نتواند ذهنش را از شر آن پاک کند... اغواگری چشم ها. بی واسطه ترین و ناب ترین شکل اغواگری که الفاظ را به کناری می نهد. جایی که صرفن روانه شدن به یک دوئل را می ماند ، یک تقاطع غیر منتظره که در منظر دیگران و گفتمان آنها امری غیر قابل فهم است : افسون شرحه شرحه شده ی یک ارگاسم ساکن و ساکت. هربار که کشش کهربایی زل زدن ها راه به سیماها و کلمات عاشقانه می برد از شدت آن کاسته می شود...درست به مانند زنی که زیر آرایش اش مخفی است. پریان دریایی نیز باید ناپیدا بمانند. جادوگری، شکل یافته از آن چیزی است که پنهان می ماند..... درست به مانند سرگیجه ای که در یک پرتگاه عظیم به سراغ آدمی می آید. سرگیجه ای استعاری از دری که به فضای تهی باز می شود. اگر شما ببینید که بر روی سر دربی نوشته شده است : « این در به هیچ باز می شود» آیا همچنان خواستار گشودن آن هستید؟ .... (کد درخواست متن :۸۳)
امر سیاسی به منزله یک رویه حقیقت THE POLITICAL AS A TRUTH PROCEDURE
Alain Badiou-- آلن بدیو ۱۳۸۸-۵ شهریور کد درخواست متن : ۸۲ درباره : امر سیاسی (ترجمه) از متن : ...چه هنگام و تحت چه شرایطی می توانیم بگوییم که یک رخداد ، سیاسی است ؟ یا آنچه رخ می دهد به گونه ای سیاسی رخ می دهد؟ .... و این مساله به گونه ای تجربی به آن معناست که تنها وقتی یک رخداد حقیقتن سیاسی اتفاق می افتد ،دولت خویش را نشان می دهد . دولت متجاوز بودن قدرتش را و بعد سرکوب کننده ی آن را به نمایش می گذارد ... این سه مولفه آغازین شمارش، این سه امر بیکران ، یعنی σ ، ε و ( ε )π در هر مرحله سیاسی موثر بوده و هیچ نوع تعیّن تثبیت شده ای مگر رابطه شان با هم وجود ندارد. خصوصن هر رخداد سیاسی سرانجام به پسا-رخداد تجویزی خودش تحت سیطره ی قدرت دولت ختم خواهد شد: این امر به طور جوهری محصول آفرینش تابع سیاسی π است که پیامد بزرگ شدن و آماس کردن رخداد است... بنابراین سازگاری آزادی و برابری چیزی نیست جز ، دو مولفه نهایی شمارش که در یک رویّه ی سیاسي معین به وجود می آید و این گونه نوشته می شود : [1<= (( ε )π) π - ( ε )π] . می توانیم بگوییم که در اینجا با نوعی نگارش دموکراسی سرو کار داریم ... (کد درخواست متن :۸۲)
۵ چیز که درباره این جنبش نباید بدانیم ۱۳۸۸-۳۱ مرداد کد درخواست متن : ۸۱ درباره : پس از انتخابات از متن : ...مخاطبان این نوشته نه مردم هستند و نه سیاستمداران ،مخاطبان این نوشته کسانی هستند که به سیاست به عنوان یک جدال حقیقت نظر می افکنند ... باید یکبار برای همیشه به این قطعیت دست یافت که در تحلیل های خویش سویه ی مردمی جنبش را از سوی حقیقی آن جدا کنیم و با احتیاط هرچه تمام تر حقیقت خویش را به مردم وا نگذاریم ،همانگونه که مردم حقیقت ویژه ی خویش را چندان که باید بازیچه ی هیچ بحث نظری ای قرار نمی دهند ... پس (کد درخواست متن :۸۱)
--------------------------------
قطعه 10 1388- 20 مرداد کد درخواست متن : 80 درباره : این روزها از متن : ... من سزاوارترم به مرگ بگویید که از چشمان دریده ی دختر به خیابان می ریزد. من سزاوارترم به خشم بگویید که از لجام گسیختگی پوتین به زین موتور می گردد در شهر ... من سزاوارترینم به مادر بگویید که از کفن جنازه ام که سپیدی است ، از سفیدی چشمانش که روسری است ، از بند رختش که جامه خیس خونم باد می خورد و از پلک های لگد خورده اش که به در سیلی می کوبد و شیار های دامنش که آبستن کودکی بی سر است... به سرزنشم خطاب نکنید که خطابه ام خطابه ی مستی است که در هر جرعه ی شهادتش سلامتی خلقی رفت و آمد دارد... در هر عربده ام مرعوب آزادی ام ، به زنجیرم خطاب نکنید. زندانی نیم که رها شده در دستان بازجویی مرگم و سرنوشتم نوشتن بر پول های نفت است... ... صدایی که لاله گوش را خرد می کند و بسان طوفانی بکارت گوش های ناشنوایان مردم را می درد و در بستری از غرور و غضب از میدان سپاه بالا می رود و در خیابان پاستور می ترکد. ترکشی که کشیده ای می شود به صورت مودار موحش مردان پشت بامی و لگدها را جواب می دهد و شلیک های بی هدف را جواب می دهد و استخوان های خرد شده ی کهریزک ها را جواب می دهد و ستون فقرات پرتاب شده از طبقات ساختمان ها را جواب می دهد و خون ندا ها را و مادران سهراب ها را و تجویز تجاوزها را و استنطاقات بازجوها را جواب می دهد... شلیک بی فرمان ایست ! که فرمان فرمان معظمی است! و ماشین نافرمانی مدنی بی فرمان است که عقب نمی گردد که به پیش می رود به سمت پرتگاه ... (کد درخواست متن :۸۰)
--------------------------------
اخلاق خلاق 1388 کد درخواست متن : 79 درباره : اخلاق از متن :… دندان که می درد با لبخندی که می زنی نمایان می شود. در پس هر اخلاق مهربانی می توان تبار آن دژخویی بنیادینی را یافت که اخلاق چهره زیبایش را در پس آن پنهان ساخته است. هیچ وفت این پرسش احمقانه به ذهن تان رسیده است که چرا دندان در جلوی لب نیست و چرا باید دریدن در پس خندیدن یا بوسیدن مخفی بماند. آیا ممکن نبود که راستین تر بود و آنگاه همواره کریه تر ماند؟ ... (کد درخواست متن :79)
--------------------------------
انسان ما بعد انتخابات : یک راهبرد قهری 1388 – 1 مرداد کد درخواست متن : 78 درباره : پس از انتخابات از متن :… انسان مابعد انتخابات ، انسان ترس نیست ، انسان دلهره است. او دیگر نمی ترسد بلکه همواره دلهره ای شیرین او را به سمت دیگر شهر می کشاند... انسان مابعد انتخابات انسانی گذشته از انتخابات است. او دیگر در نظام انتخابات حل شدنی نیست ، او تمامی نظام را در خویش منحل می سازد...انسان مابعد انتخابات سیاسی نیست از آن بدتر است. او در تقید نام نیست ، او در عین حال که از سیاست می ترسد به سمت آن حمله می برد. او سیاست و شرایط امکان پذیری آن را به طریقی کاملن سیاسی نابود می سازد... یک راهبرد قهری ، راهبردی آشتی ناپذیر که هم اکنون از جانب هر ایرانی به کار گرفته می شود و همگان را مقهور قدرت خویش ساخته است... بعد از انتحابات قهر ملی ، شکلی راهبردگونه و استراتژیک یافته است. این قهر و آشتی ناپذیری ، خود را جلوه ای قهری بخشیده و به واسطه ی این قهریت قادر است با سکوت خویش سرگیجه بیافریند، با شعار خویش شعله کشد و در گام های خویش بدود همچنان که راه می رود و از مغازه ها بازدید کند در حالیکه گوشه چشمانش به ریختن در خیابان هاست... آنچه ما را از تقید به وضعیت موجود و ملاحظات آن رها می سازد نه آگاهی بلکه ضد آن است. پیش تر آگاهی توده ها را لزوم بیانگری سیاسی تعریف می کردند ؛ اما به یکباره دریافتیم که تمام آنچه آگاهی به آدمی می بخشد درک موقعیت ویژه و ملاحظات ویژه خویش در رابطه با امر موجودی است که به صورت محافظه کارانه ای هستی کنونی مان را رقم زده است ... چگونگی گریختن از این آگاهی و به آتش کشیدن آن در امری همگانی است که مساله ی این روز ایران است... بعد از این ما نمی توانیم سوار اتوبوس های شهر شویم و به آتش کشیدن آن ها فکر نکنیم. بعد از این ما نمی توانیم در سر کلاس های انقلاب حاضر شویم و به انقلاب فکر نکنیم. بعد از این ما نمی توانیم هنگام راه رفتن در خیابان به دویدن در یک وضعیت خیابانی فکر نکنیم. بعد از این ما نمی توانیم تهوع خویش از وضع موجود را به صورت صادق نمای شهر و هیکل مخوف رژیم های غذایی جهت لاغر شدن مردم تف نکنیم... دست راست خویش را درحالیکه در وضعیت طبیعی خویش قرار دارد مشت نمایید، برای پرتاب کردن آن به سمت آسمان در یک وضعیت خیابانی آماده باشید؛ اما همچنان در مسیرهای معین هر روزه ی کار و خرید صرفن با دستان مشت شده که در وضعیت طبیعی خویش قرار دارد تردد نمایید و به این فکر کنید که هیچ چیز دروغ تر از این طبیعت نیست... (کد درخواست متن :78)
--------------------------------
قطعیت انتخابات و پاسداری از آن 1388 – 15 روز پیش از انتخابات (ارسال شده برای روزنامه اعتماد ملی) کد درخواست متن : 77 درباره : انتخابات و پاسداری از آن از متن :… اما امروز به قطع می توان گفت که نشانه ها از رقص باز ایستاده اند و ردیابی آن ها میسر گشته است... این قطعیت حاکم بر انتخابات این دوره است که در عین امید ترس را بر پیکره فعالان اجتماعی حاکم می سازد: ترس از قطعه قطعه کردن این قطعیت. ترس از اینکه بتوان به شعبده ای اغتشاش را در قلب این قطعیت به بازی درآورد و بدتر آنکه بتوان به انواع حیل بروز چنین وضعیتی را طبیعی جلوه داد. فرای رقابت های انتخاباتی موجود ذهن فعالان اجتماعی باید بار دیگر به این قطعیت و ترس و مسوولیت برآمده از دل آن معطوف گردد. ...لزوم پاسداری از این قطعیت و مسوولیت ناشی از آن همواره چیزی پیشینی تر از رقابت های انتخاباتی است. عدم قطعیت حاوی هیچ مسوولیتی نیست. این قطعیت حاکم بر فضاست که ما را مسوول می سازد تا انتخاب خویش را صرفن در صندوق نیاندازیم بلکه آن را تا رسیدن به کرسی ریاست جمهوری همراهی کنیم... آنچه محتاج آن هستیم نه صیانت صرف از آرا بلکه پاسداری از این قطعیت است که احتمال شکسته شدنش از فردای انتخابات ترس و مسوولیت همگانی است. ... (کد درخواست متن :77)
--------------------------------
خاک سالخوردگی را این گونه تکاندن صواب نیست 1388 کد درخواست متن : 76 درباره : نزاع دولت آبادی و سروش از متن :…دریغ و درد که روشنفکری در این مملکت تاریخ ندارد که اگر داشت دیگر دولت آبادی "خفته ای در غاری نزدیک دولت آباد" لقب نمی گرفت و نوزایندگان روشنفکری خود را وامداران مادران خویش دانسته و ندانسته پستان گاز نمی گرفتند... ... سخن ناصواب دولت آبادی اما ، سخن بادی در گوش هرزه ی درختان نبود ، نفس یک عمر تاریخ ادبی این مملکت بود که گویی هنوز سروش را قدرت پذیرش این ادب فرا نرسیده است تا سخن ناصواب را به آتش نقد فرو نشاند نه به هوار و انکار . و هنوز در همان پیله نه توی خویش شمار زیادی از اهل قلمان این مملکت را غیر خودی نشناسد. اگر قرار بود هر انتقادی که لزومن صواب هم نیست ، چنین تسمه از دهان هر اندیشمندی گشاید و هر کس ساحت مقدسش را چنان تحریف شده قلمداد کند که زمین و زمان را به اتهام بخواند و رسم ادب برهم زند و سجلد مردانگی بدرد که دیگر عقل انتقادی آقای پوپر ملعبه ای به دست تاریخ همیشه مضحک این دیار نمی گردید. ... کاش حقیقت شما همچنان ابطال پذیر باقی می ماند . اما آقای سروش ! ناخن های حقیقت را کشیده اند، حقیقت را در تاریخ گم نکنید. دولت آبادی تفاله ی این حقیقت شماست ، نشخوارش نکنید ... (کد درخواست متن :76)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سال ۱۳۸۷ ---------------------------- سوژه در عالم بالا 1387 کد درخواست متن :75 درباره : سوژه از متن :… شاید وقت آن رسیده است که به جای تشریح ( توصیف ) وضع موجود ، به تشییع ( تغییر ) آن بپردازیم. امر واقعی به عنوان ورطه ای دست نیافتنی که سوژه همواره در تمنای اینهمان ساختن ذهنیت- عینیت ، دلمشغول آن بوده است ؛ نه قابل توصیف بوده است و نه قابل تغییر. همه ی توصیفات چیزی جز توصیف موضع یکه ی خود سوژه و همه ی تغییرات چیزی جز تغییری در تمنای سوژه نبوده است... مساله گریستن در سوگ سوژه ی متوفی و یا تشریح آن بر روی میز آکادمی و یا تشییع آن بر روی دوش های بی الله اکبر فلاسفه نیست. باید پذیرفت ما بدون آنکه بفهمیم وارد آن دنیای دیگر شده ایم. مواجهه ی ما با سوژه مواجهه با سوژه ای است که وارد آن دنیا شده است و همچنان که تمامی مردگان زمین به ابدیت پیوسته اند به ابدیت پیوسته و جاودانی شده است. ما به صورتی کاملن دینی معتقد به آن دنیا و حیات ابدی می شویم. ما باید منطق وجودی سوژه در آن دنیا را بررسی نماییم. از یک سو می پذیریم که سوژه کارش تمام شده و از دست رفته است اما از دیگر سو حیات اخروی آن را نیز پذیرفته و به حضور ابدی آن اشاره می کنیم. ما نه سوژه را بر روی میز تشریح می گذاریم و عزای نبودنش را می گیریم و نه بر مزارش به پایکوبی سرخوشانه مشغولیم. ما متافیزیک جدید حضور سوژه در عالم دیگر را به بررسی می نشینیم. لزوم تشییع هرچه سریع تر سوژه از همین ضرورت ویژه نشات می گیرد... شعار نیچه ای من همواره چیزی جز دیگری نیست به طریقی واژگونه معنا می یابد : دیگری همواره چیزی جز من و کفاره ی گناهان من نبوده است و تفاوت همواره چیزی جز شباهت نبوده است. سخن از حفظ حداقلی سوژه برای قوت قلب بخشیدن به پروژه ی روشنگری نیست. سخن از اصرار به وجود چیزی شبیه سوژه ، هر چند متکثر و گسسته ، نیست . سخن بر سر تشییع جنازه ی سوژه ای است که اکنون بر روی میز تشریح صرفن ما را از نگریستن به مرده ی خویش باز می دارد... (کد درخواست متن : 75) --------------------------------
پر کردن و خالی کردن 1387 کد درخواست متن : 74 درباره : میل - هوس و مرگ از متن :… در برابر ایده پر کردن و تمام کردن زندگی ، ایده تخلیه کردن و بی انجام گذاشتن زندگی قرار دارد... کودکی که با جدیت دوست دارد هر چه سریع تر تکالیف مدرسه اش را انجام دهد در واقع به سمت نابودی هدف خویش گام بر می دارد... در برابر دیدگاه انباشتی ، ایده کاهشی قرار دارد که نه بر مبنای میل به کامل ساختن بلکه بر اساس هوس تخلیه ساختن عمل می کند. در حالیکه میل همواره وجهه ای الصاقی به چیزها دارد هوس گسست لاقیدانه از چیزهاست. اگر که میل به دنبال پاسخ گویی به یک نیاز است (الته نیازی که برآورده نمی شود) هوس به دنبال بی جواب گذاشتن همه سوالات و بیرون پریدن از جلسه امتحان است... (کد درخواست متن :74)
-------------------------------- آکادمی ایرانی و مکانیسم های طرد 1387 – متن سخنرانی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران کد درخواست متن : 73 درباره : ایجاد و امحا کالبد انسان پساانقلابی از متن :… به بیهودگی این روزها و این ساعت ها . به بیهودگی این جلسات و نمایش های تعهد و اعتراض. به این که ما بیداریم اما تنها سهم ما از این بیداری محروم کردن خویش از رویا و خیال است... مناسک اعتراض در قاعده مورد اعتراضی که ساخت و پرورده قدرت موجود است به شکل فسیل شده ای همه فعالان عرصه دانشگاه را به اشیاای در خدمت نظم چینش موجود در آورده است. ما با نظم مبارزه ، خویش را در زمین و بازی از پیش شناخته ی قدرت وارد ساخته و با حفظ این نظم در واقع خویش را و مناسک یخ بسته ی حاکم بر روابط قدرت موجود را حفظ می کنیم... ...اولین آیین نامه با نام "آیین نامه گزینش اخلاقی داوطلبان ورود به دانشگاه ها" در 16 بهمن 63 به تصویب رسید... 57 اساسن نه سیاسی بلکه اخلاقی بود. اخلاقی آغشته سیاست و سیاستی آغشته اخلاق-حتمن متوجه هستید که اخلاق مورد نظر من تدبیر خود و رابطه خود با خود ، رابطه خود با دیگری و رابطه خود با خداست. از این جهت اخلاق ، گلوگاه حیاتی قدرتی است که خود را در همه ی عرصه ها مداخله جو می داند و می تواند به واسطه ی استناد بی واسطه به این اخلاق به یکباره هم در درون فرد باشد و هم در بیرون فرد ؛ هم در رابطه فرد با خویش مداخله کند و هم در رابطه فرد با دیگری... (کد درخواست متن :73) --------------------------------
قطعه 9 1387 کد درخواست متن : 72 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… ما قدرت این انقلابیم. انقلاب تنفر ، انقلاب رقص ، انقلاب استفراغ خونین لثه ها در اثر اصابت مشت گره شده ی یک انقلابی دیگر. ما منتشر می شویم ؛ مثل بوی باروت ، مثل نشریه های دانشگاه ، ما منتشر می شویم بر خاک به تیراژ هزار و در قطع وزیری. ما قدرت این انقلابیم انقلاب سکس و سکسکه... نوشتن را فراموش خواهیم کرد ، خواندن را فراموش خواهیم کرد. همه چیز را تا آخرین خط با آخرین جزییات فراموش خواهیم کرد. فراموشی انقلاب ماست و ما قدرت این انقلابیم ما را فراموش نخواهید کرد... حالا جهان در سه بلیط سینماست که می شود نشست و تماشا کرد و انقلاب فراموشی ماست ، پنیر پگاه ، میدان اعدام... (کد درخواست متن :72)
--------------------------------
جراحی پلاستیک در درازی یلدا 1387 –براي مراسم شب يلدا دانشجويان دانشگاه خواجه نصير کد درخواست متن : 71 درباره : جنبش دانشجویی و سياست سوزشي از متن :... و یلدا دراز است مثل پروسه ی گذار به دموکراسی و یلدا دراز است مثل صف های پذیره نویسی سهام عدالت و یلدا دراز است مثل ساعات همخوابگی و یلدا دراز است مثل تاریخ کشدار فتح الفتوحات سلطانی؛ دراز مثل پشم بز و تاریخ یعنی پشم بز. 16 آذر گذشته است ، 50 سال دیگر هم که بگذرد باز 16 آذر گذشته است و ما جایی بین 16 آذر و 18 تیر یا جایی بیرون این دو شاید تاریخ خود را باز یابیم. تاریخی مملو از غرور و سرزندگی که به سمت مرگ می تازد و از لثه های خونبارش صدای شلیک گاز اشک آور می آید. جایی بین روسری و توسری ؛ جایی بین سوت قطار هسته ای و اراده ی خلبانی در تصادف با برج های دوقولو ؛ جایی بین هوس و وسوسه ی به آتش کشیدن جزوه های درسی و حزبی ، صندلی های کلاس به بیرون پرتاب می شود و قلم ها نه سلاح مبارزه بلکه ابزاری جهت له کردن دو انگشتی است که معلم آن سالها به لای انگشتان دست فشار می دهد ؛ روز شکستن قلم ها به عنوان ابزار سلطه فرا می رسیده است... (کد درخواست متن :71)
-------------------------------- کوری جنبش دانشجویی 1387 –روزنامه کارگزاران کد درخواست متن : 70 درباره : جنبش دانشجویی از متن :... برای دیدن آنچه از فرط شافیت ناپیدا گشته است باید آب را گل آلود کرد. شفافیت همواره سبب سازی برای روئیت پذیر شدن نیست بلکه خود دسیسه ای در جهت نامرئی ساختن است. حقیقت برای جنبش دانشجویی همواره چنان صراحت داشته که برای تشخیص آن هوش چندانی نیاز نبوده است . در این بین جنبش دانشجوی بدون آنکه بفهمد حقیقت خویش را از دست داده است اگرچه حقانیت آن همچنان باقی است... بله، دانشجو بیدار است اما تنها سهم او از این بیداری محروم کردن خویش از قدرت رویا و خیال است. دانشجو کسی است که در محور دانش می تواند نبود دانش و در نتیجه نبود روابط حاکم بر تقلاهای خویش را رها کرده فرض کند و در محور همین فرض است که می تواند انقیاد را در هر جایی نشنه رود. اما هدف و پیکان این نشانه روی ، باید به داخل دانشگاه و مکانیسم های طرد و استیلای دانشگاهی متوجه باشد... (کد درخواست متن :70) -------------------------------- قطعه 8 1387 کد درخواست متن : 69 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… مرغابیا به وقت غروب رقت بار! من مدیون دبه های شیرم. رگ دستانم جادوی زمستان است و شیرازه ام از زگیل اشترکان صحرایی است. خیابانی ام. خیابانی تر از تنفر گربه به بی خیالی کلاغ ، رگ غیرتم غرق مستی هشت ، هشت در گروی نه ، نه در گروی هشت... اتاق بوی ران زن می داد و گوسفندهای آویزان از چنگه دنیا را وارونه تماشا می کردند... (کد درخواست متن :69)
-------------------------------- آبشش تنها نیاز اخلاقی امروز بهمن 87 کد درخواست متن : 68 درباره : بارتلبی داستانی از ملویل از متن : ...ما نمی توانیم گند موجود را با احترام به امری کلی به نام انسانیت پس بزنیم بلکه صرفن چون پایان بندی داستان می توانیم فاتحه ای بر بدبختی و بیچارگی بارتلبی بخوانیم و همچنین به بی اعتباری انسانیت... اما سخن قاطع بارتلبی که نمی خواهد وضعیتش تغیر کند همه حاکی از این امر است که تغییر مورد نظر صرفن برگرداندن وضعیت اولیه پس از رفویی ثانویه است. همه چیز همان گونه هست که هست ، حتی بدتر ، حتی گول آمیزتر و این شرافت انسانی ماست که باید گول انقلاب ، گول اصلاحات و گول مبارزه علیه همه ی این ها برای تغییر در وضعیت موجود را بپذیرد . وضعیت موجود نباید تغییر کند بلکه باید متوقف شود... این شغل نیست که آدم را به ورطه می کشاند ، بلکه آدمی به واسطه ی آگاهی از تهی زیر پایش است که به پایین کشیده می شود. تصویری که در کارتون های تلویزیونی دیده می شود در حکم همین آگاهی است. شخصیت کارتون فقط هنگامی که متوجه خلاء زیر پایش می شود سقوط می کند. این شغل و این کار نیست که ما را از خود بیگانه می کند... «هیچ» اقتدارش را از چه می گیرد؟ من به بی شعوری کسانی نیستم که با قانون می جنگند ؛ من بی شعورترم ، آن را نمی فهمم. انسان آزاد افسانه است ، انسان در مخرج است و لولایی این درب خراب را بر پاشنه ی سابق می چرخاند که ستایش برانگیز است. چه کسی می تواند مرا از باز داشتن خویش باز دارد؟ من می خواهم همین جا توقف کنم. گند هر چیز در آمده است ، نوشتن از این گند نیز بوی گندش در آمده است...(کد در خواست متن : 68) --------------------------------
1387 کد درخواست متن : 67 درباره : جنبش دانشجویی از متن :... دانشجو در نظم آکادمیک دبیرستانی – پادگانی موجود به هیات دانش آموز در آمده است. جویای دانش به باربری بار علم و درس استاد فروکاهیده شده است... دانشجو هنوز هم آزادی انتخاب دارد اما تنها انتخاب موجود ، انتخاب واحد است. تا زمانی که دانشجو نتواند خود را در محور آنچه زندگی می کند (زیست دانشگاهی – خوابگاهی) و در محور آنچه استثمار می شود باز تعریف کند ؛ هر گونه اعتراضی نافرجام و شبیه غرش های شیری زندانی است که از پشت میله های زندان (یا نرده های دانشگاه)فریاد می کشد. ما فاقد بصیرت و دید کافی برای دیدن موقعیت ویژه له شدنمان در قوانین آموزشی و برخورد های سطحی مسوولین دانشگاهی در قامت اربابان نوین نظام آموزشی هستیم. تا زمانی که اقتدار خویش را در آنجا که زیست می کنیم در نیابیم فرجامی جز طی کردن چرخه مصرف ، هضم ، جذب و دفع سوژه دانشجویی در قالب ابژه دانش آموزی نیستیم... (کد درخواست متن :67)
--------------------------------
The Imagination of existence and nonexistence About : Foucault and Baudrillard in imagination 2005 Request code : 66 Abstract : The imaginary, the otherness of the real, the otherness that was the providence of definition of the real, that otherness and that distance of addressing, has given its luminosity up. With implosion of this distance; the real has become indeterminable .The slide and slipperiness of imaginary in real and the glorious annihilation of both in the same time. No longer, they repose on the conflict of dialectic type or on the game of pulling one and pushing back the other. They have lost their rest. With ripping the boundaries of the imaginary and the real; what we are meeting face to face with it is disappearing of the imaginary in real and the real in imaginary .The annihilation and abolishment of both of them in them. Where the energy of the imaginary entirely changes to the real and in this way the real entirely and all at once becomes pure imagination. It’s one instantaneous metamorphosis that is the game of appearing and disappearing, the game of presentation and absence… If Foucault follows various ways of constituting the truth, Baudrillard point to the void that come with all truth. Will to truth, this lethal passion for possessing it, for divulging and disclosing it, what in Foucault’s view human for all the time scuffle with it , in presence of Baudrillard encounters to this Nitzchian question “we don’t believe that truth remains truth , after revealing it.” (20) Baudrillard notifies that “perhaps we only wish to uncover truth because it is so difficult to imagine it naked.”… [ Request code : 66]
-------------------------------- قطعه 7 1387 کد درخواست متن : 65 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… در ردیف بزهای زنگوله دار بودن موهبتی الهی است اگر که چوپانت مقام معظمی باشد...حوصله دستور زبان فارسی در کشوی میز مدرسه سر می رود و گاز را خاموش می کند. بیایید به سمت مهاجرت برویم آنجا که پوتین ها بوی گند می دهند و جنازه های آنکادر یقه ی صاف خویش را برون مرزی می سازند... (کد درخواست متن :65) -------------------------------- نقدی بر کتاب «هی نام تازه هیچ» حبیب موسوی 1387 – هفته نامه گلشن مهر کد درخواست متن : 64 درباره : نقد مجموعه شعر از متن :... فرض این همانی شاعر با حبیب موسوی ، فرض ساده انگارانه ای است. شاعر بودن حبیب قدرت ویرانگری شاعری حبیب را می کشد و او را در نظم شعری ادغام می سازد ... (کد درخواست متن :64)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سال ۱۳۸۶ --------------------------------
زن افزوده 1386 کد درخواست متن : 63 درباره : زنان از متن :… ریاضیات زن و مرد به گونه ای شگرف با ریاضیات اعداد در تضاد است . در ریاضیات اعداد امکان بزرگ تر بودن 2 از 2 وجود ندارد به عبارتی 2 همواره با 2 اینهمان است. در ریاضیات انسانی ، زن از زن بزرگ تر است. در شرایط ویژه کنونی، در این شانس به روی زن گشوده شده است که با خویش نااینهمان باشد. زن می رود تا همواره چیزی بیش از خویش باشد . بزرگ تر بودن زن از زن ایجاد کننده ی نوعی زن افزوده (زیادی ) است . زن افزوده (زیادی) که حاصل تفاضل زن از زن است در جامعه می گردد تا خلائی را پر سازد . زن افزوده حاصل عملیاتی کاملن زنانه است او حاصل تفاضل از خویش است از این جهت هیچ دینی بر گردن مرد ندارد... ...زن چون جریان سرمایه به نوعی سیلان و شناوری دست یافته است با این حال به هیچ انباشتی چون انباشت سرمایه نمی انجامد. زن پیوسته در امر ناایستای شدن در می غلتد. اما این شدن نه سرانجامی چون مرد شدن بلکه سرانجامی چون گذشتن از خود زن خواهد بود. ( این ایجاد امکان سیلان و خودفزون خواهی زنانه هیچ به معنای رهایی آنها از تقیدها و دستبندهای رایج نیست . بلکه اشاره به امکان استفاده از همین قیدها برای بی قید شدن فزاینده ی خویش است . این دو هلالی را به تقلید از نیچه از بهر ابلهان آوردم!)... ... زن ها سه دسته هستند یک دسته آنها که به قانون مرد تن می دهند و یک دسته آنان که با قانون مرد در می افتند. دسته سوم خود مردها هستند... (کد درخواست متن :63)
--------------------------------
ایجاد و امحای کالبد انسان پساانقلابی جستاری در تبارشناسی طرد پس از انقلاب تا امروز 1386- کد درخواست متن : 62 درباره : شوراي عالي انقلاب فرهنگي و تبارشناسي طرد از متن :... این انقلاب پیوسته در پی شکل دادن به کالبدی « اسوه و انسانی» از خلال تحمیل بی چون و چرای انسانیتی ایده آل به کالبدهای شکل گرفته در سنت ایران پس از انقلاب بوده است . اگرچه آن کالبد ایده آل هیچ گاه بنا بر خواست پیروزمندان انقلاب شکل نگرفت و همواره با مقاومت آن چه از پیش شکل یافته بود مواجه گردید ؛ با این حال به مجموعه ای از کشمکش ها و تقلاهایی انجامید که شکلی جدید را به ارمغان آورد . اندیشیدن در قبال این شکل جدید وظیفه سترگی است که به ما کمک می کند چهره ی گم گشته خویش را در آیینه ی حال حاضرمان بازشناسیم. تا زمانی که از پذیرش هستی این شکل جدید سر باز می زنیم، قادر به پس زدن آن نیستیم . این شکل جدید که بر چهره ی هر ایرانی نقش بسته است تنها از طریق پیگیری مجدانه ی مشی ها و فرمان های دستگاه فرهنگی – انقلابی ای قابل شناسایی است که در روند تاریخی خویش از طرد تا عفو پیش رفته است . شکل جدید ما تنها با نگاهی به پس و مشاهده ی چهره های خُرد و منهدم شده ی تمام آن مطرودینی قابل شناسایی است که هر یک به نامی پس زده شدند. همه آنانی که شرایط گزینش را نقض کرده و از تحصیل و کار رد شده اند ؛ همه ی آن کسانی که در تعلیق «بودن و نبودن»، به زندگی مشروط خویش ادامه داده اند ، همه ی آن کسانی که صرفن نه سیاسی بودند ونه لزومن پیگیر سیاست اما پیوسته توسط سیاست حاکم طرد و از روند جامعه حذف شده اند. کسانی که امروز هیچ اطلاع دقیقی از آنان وجود ندارد اما به اذعان حکم ها و دستگاه عریض و طویل گزینش آن سال ها می توان حدس زد که در گوشه ای از این جامعه در زیر تلانباری از فراموشی ها به سر می برند... ... «آیین نامه حفظ حدود و آداب اسلامی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی» در مرداد 66 به تصویب رسید. بند یک این آیین نامه لازم می دانست که دانشجویان زن و مرد «در کلاسهای درس در دو ردیف جداگانه بنشینند.» و حتی در تبصرهای در ذیل آن آورده شده بود که «هرگاه در دانشگاهی جدا کردن کلاسهای مخصوص زنان و مردان مسیر باشد و مشکلی از لحاظ بودجه و کیفیت تحصیلی به وجود نیاورد کلاس ها باید جدا باشد.» این جداسازی تنها یک استثنا داشت و آن زمانی بود که کل کار یا تحصیل مختل میشد وگرنه در صورت عدم تفاوت، این جداسازی باید تا سرحد امکان اعمال میشد. «در محلهای تردد و نصب اعلانات در دانشگاهها، هرگاه احتمال ازدحام رود، باید محلهای جداگانه برای زنان و مردان در نظر گرفته شود.» همچنین «دانشگاهها باید تدابیری اتخاذ کنند تا در محیطهای اداری با توجه به امکانات موجود از اختلاط غیرضروری زن و مرد تا جایی که منجر به اختلال وتعطیل کارها نشود جلوگیری به عمل آورند.» همچنین در بند7 این آیین نامه دوباره تاکید شده است که صرفن این تفکیک تا زمانی مجاز است که «منجر به مختل شدن کار یا تعطیلی آن» نگردد..... ... از این جهت در آذر ماه همان سال مصوبه پیشین تصحیح گردید. «پروندههای افرادی را که به علل سیاسی و یا سیاسی- اخلاقی در دانشگاه پذیرفته نشدهاند پس از 5 سال و پروندهای قبول شدگان را پس از 2 سال به وزارت اطلاعات ارسال نمایند ولی پروندههای اخلاقی محض را پس از انقضای مدت 2 سال معدوم نمایند.» به این ترتیب حیطه جدیدی از پروندهها تحت عنوان سیاسی- اخلاقی بوجود میآید تا نشان دهد هیچ گاه شکافی واقعی مابین این دو وجود نداشته است.سیاست مقصد اخلاق و اخلاق مقصد سیاست است و این دو پیوسته در حال تخریب و بازسازی کالبد انسان مابعدانقلاب هستند... بالاخره در آبان ماه 1365 آیین نامهای جهت «ترتیب ادامه تحصیل دانشجویان تعلیقی» به تصویب شورای عالی رسید. «همه دانشجویان تعلیقی به شرط توبه کردن و قبول توبه ایشان میتوانند به دانشگاه برگردند و به تحصیلات خود ادامه دهند.» برای تشخیص و قبول توبه و تایید برائت این دانشجویان هیاتی مرکب از نماینده دادستان تهران، نماینده وزارت اطلاعات، نماینده زندانها،نماینده کمیته انضباطی وزارت فرهنگ و آموزش عالی و نماینده شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد. همچنین تصویب گردید «از پدر و مادر و در صورت عدم حضور ایشان، بزرگ خانواده این دانشجویان تعهد اخلاقی گرفته شود.» در بهمن ماه همان سال «هیئت تشخیص قبول توبه» منحل اعلام شد وبه جای آن «کمیته مرکزی تشخیص توبه» با ترکیب جدید تشکیل شد.... در تیر ماه 71 مساله ی ویدیو و قاچاق آن در کشور و عوارض آن در جلسات شورا مطرح می شود و شورا « پس از بحث طولانی» تصویب می کند « ممنوعیت ویدئو برداشته نشود تا زمانی که ما بتوانیم اولآ فیلم های خوب و اخلاقی به اندازه کافی تولید کنیم و در اختیار مردم بگذاریم و در ضمن از تکثیر و پخش فیلم های مضر نیز جلوگیری کنیم.» با این حال پس از آن بحث طولانی شورا به این امر تاکید می کند که « در عین حال باید در جهت آزاد کردن ویدئو حرکت کنیم .».... سیاست جدید شورا ریز کردن خویش در تمام عرصه ها و شئون زندگی مردم ، اما با چهره ای تلطیف شده و حتی پنهانی بود. « آیین نامه ی شورای نظارت بر ساخت ، طراحی ، واردات و توزیع اسباب بازی کودکان» در تیر ماه 77 به تصویب رسید. « نظر به نقش مهم اسباب بازی و بازی های رایانه ای در روند فرهنگ پذیری کودکان» شورای عالی ضمن تشکیل این شورا، طی آیین نامه ی مفصلی حدود و ثغور وظایف این شورا را مشخص می سازد. اسباب بازی های کودکان باید با « رعایت اصول اخلاقی و پرهیز از اشاعه مواد ضد اخلاقی » ، « پرهیز از بدآموزی» ، « احترام به آداب و رسوم ، ارزش ها و باورهای دینی و اجتماعی» و نیز با استفاده از « نمادهایی که به ظهور القای فرهنگ اسلامی کمک کنند.» ساخته شوند. طراحی و ساخت اسباب بازی ها باید به گونه ای باشد که « حاوی روح آرمان گرای جهادی ، متناسب با ویژگی های فطری و عاملی برای آرامش درونی کودکان باشد.» ... (کد درخواست متن :62)
--------------------------------
رخداد و حافظه 1386- سایت عروض کد درخواست متن :61 درباره : ادبیات از متن :... ادبیات به عنوان نوشتاری احضارکننده تنها به واسطهی قساوت حافظهمند خویش میتواند ادبيات بودن ِ خویش را به یاد آورد. این به یاد آوردن سزاوار ِ هر خشونتورزیای هست. امّا خشونت ِ واقعی نه در به یاد آوردن بلکه در از یاد بردنی است که غیاب امر حاضر ادبیات را دامن میزند. این غیاب سعی در جذب ِ رد ِ رخدادی را دارد که خاطرهی یک گردش هذیانی است. آنقدر صریح و شفاف است که بتوان آن را جعلی اصیل نامید و آنقدر کدر و مغشوش است که نتوان آن را حافظ ِ امر ِ موجود، بلکه منهدمکنندهی آنچه هست، خواند ... اگرچه حافظه در پی حفظ ِ آنچه گذشته است، میباشد؛ خاطره گذشته را به گونهای خطیر پیش میکشد. حافظه باید همواره تصویری صاف، شفاف و بیغلط از گذشته را نمایان سازد در حالیکه خاطره همواره تصویری مغشوش و پرغلط از گذشته را به پیش میکشد. حافظه به کار میافتد تا به نتیجهای ایجابی انگشت ِ اثبات بدواند، در حالیکه خاطره تنها به کار میافتد تا بتراشد و فرو ریزد. (کد درخواست متن :61) --------------------------------
ژان بودریار از واقعیت بیرون افتاد : در حال انکار واقعیت 1386 فصلنامه گفتگو کد درخواست متن : 60 درباره : مرگ بودریار از متن :… ژان بودریار در حال انکار واقعیت ، از واقعیت بیرون افتاد. هفتاد و هفت سال پس از ورودش به واقعیتی حاد سرانجام موفق شد که آن را پشت سر گذارد. بگذارید تاریخ همچنان با سرعت از ما بگریزد ، ما دیگر به او احتیاجی نداریم. بگذارید یك بار برای همیشه حسابمان را با واقعیت تسویه سازیم و یك بار برای همیشه از چیزی سخن بگوییم كه نیست . بگذارید فریبنده تر از پیش باشیم . با نیستی بسان آنچه هست برخورد كنیم و با هستی بسان آنچه نیست. بیایید مزه انكار كردن را بچشیم. انكار همه چیز ، حتی خود را ... «درست همان گونه كه امروز خیلی ها، فراجنسی (دوجنسی) هستند ؛ ما نیز ناگهان فراسیاسی شده ایم . یعنی آن موجوداتی به لحاظ سیاسی بی تفاوت و فاقد تمایز ، یعنی به لحاظ سیاسی خواجه ، چرا كه بسیاری از ایدئولوژی های معاصر را هضم كرده و رد كرده ایم و فقط می دانیم كه چگونه نقاب بزنیم .» ... مشغولیت مصرانه بر حواشی و غفلت تعمدانه از مركز و ساختن حفره و خلائی در دل هر چیز كه وسوسه ی سقوط را به عنوان مرگی داوطلبانه بشارت میدهد. آنجا كه تبارها دیگر قابل پیگیری نیست ، تبارشناسی رسیدن به پرتگاه آن حفره است و اصرار برآن و پافشاری بر آن مساوی سقوط در بی معنایی و گم گشتگی آنچه تا پیش جستهایم و رشته شدن تمام آن حقایق است كه بافتهایم. بودریار در همان حفره ای که ساخته بود در تهی همان قبر دفن گردید اما نشانه های زنده بودنش هنوز در چرخش سرسام آوری در جهان اندیشه می چرخند. علایم حیاتی بودریار از کار افتاده است؛ اما آیا این دلیلی بر مرگ اوست؟ البته او مرده است ... (کد درخواست متن :60) --------------------------------
قطعه 6 1386 کد درخواست متن : 59 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… "از" چیست؟ شاید سوی چیزی باشد. وقتی می گویم «من "از" تو بیزارم.» یا « من "از توام ، او "از" ما نیست.» به چه اشاره می کنم؟ چگونه می شود از "از" حرف نزد؟... (کد درخواست متن :59)
-------------------------------- درشتتر از آنکه نقد شود سایت عروض –1386 کد درخواست متن : 58 درباره : مجموعه شعر کم شدن نیما صفار از متن :… کم شدن همواره افزوده شدن به چیز دیگری است. همانگونه افزوده شدن همواره کم شدن از چیز دیگری است. باید پرسید کم شدن ِاین شعر در چه عرصهای دچار ِافزایش شده است. آن عرصه، عرصۀ دستآوردهای این شعر نیست؛ بلکه همانجاییست که باید دوباره و بلکه همواره کم شود... این شعرها را نمیشود با شعری مقایسه کرد. آنها را حتّی با مجموعههای قبلی ِشاعرشان هم نمیتوان مقایسه کرد. این شعرها قیاسناپذیرند. چرا که هیچ ملاک و مشخّصهای برای مقایسه شدن باقی نگذاشتهاند. از این رو پس چگونه میشود نقدشان کرد؟ آنها درشتتر از آن هستند که نقد شوند. آنها وارد ِچرخۀ اقتصادی ِمبادله نمیشوند؛ آنها نقد نمیشوند... (کد درخواست متن : 58 )
--------------------------------
قطعه 5 1386 کد درخواست متن : 57 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… سن یک باسن از روی چروک های صورتش تخمین می خورد. دایره ی خایه شبیه ترین دایره ی جهان است که می شود جاذبه را روی سطحش حس کرد. جهان به روی همان شیاری می گردد که رستم از آن بیرون آمد. لعنت های پرتاب شده به سمت مستراح های عمومی شهر همواره می تواند بوی شاش را با تندی بوی مدفوع هضم کنند اما بیضه های پوسیده ی یک پیرمرد افغانی تنها می تواند به کشیده شدن توسط طلبه های جوان چشم بدوزد. ... (کد درخواست متن :57)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سال ۱۳۸۵ --------------------------------
نظام و تصادف ابژکتیو 1385 کد درخواست متن : 56 درباره : نظام و تصادف ابژکتیو از متن :… اگر قرار بر این است که هر چیزی مصرف شود و اگر تقدیر هر کنش ، کالا و نشانه ای هضم شدن در ذائقه مصرفی نظام است. من ترجیح می دهم به عنوان یک سم و یک زهر مهلک مصرف شوم. اگر مصرف در جهت ارضای هیچ نیاز اساسی نیست ، من ترجیح می دهم در جهت ارضای یک نا-نیاز بنیادی مصرف شوم. اگر مصرف ، بازی بی پایان نشانه ها در سیاهچاله ی نظام است ، من تکثیر ویروسی را ترجیح می دهم... او نه نظامی می شناسد و نقطه تعادلی. و چگونه می تواند "بشناسد"؟ او به هیچ شناختی قایل نیست. نه نظامی وجود دارد و نه نقطه تعادلی.و این هنر ماست که از چیزی که وجود ندارد سخن می گوییم... اندیشه ی ویروسی که خویش را نه در نظر و گفتمان نظری بلکه با تکیه بر مادیت خویش بیان می کند. تکثیر و انتقال اندیشه ویروسی از طریق کالبدها صورت می گیرد. قرار دادن تن به عنوان اتصالی کوتاه که ویروس را منتقل می سازد. هم بستری های افراطی ، رخداد پذیری های افراطی و افزون سازی امکان های خلق تصادف... (کد درخواست متن :56)
--------------------------------
این و آن : بحثی در اخلاق 1385 درباره : اخلاق مجازی و ماترياليستي کد درخواست متن : 55 از متن : ... مرز "این" و "آن" چیست ؟ ... درواقع این مساله اخلاقی و آن بعد مکانی در واژه فاصله وحدتی نمادین می یابند. فاصله آن خلاای است که باید در نوردیده شود تا دو نا اینهمان به اینهمانی برسند... اخلاقی ترین عمل اشاره به آن بنا و بنیاد مادی اخلاق است که امروز در بستری از روکش های مجازی و معنوی پنهان شده است. وقتی که واقعیت سنگ ، واقعیت شیشه را نمی شکند ، انسان های واقعی واقعیت زندگی را زندگی نمی کنند ... (کد درخواست متن :55)
--------------------------------
خوانش امر ناخوانا 1385 طرحی برای تحلیل تاریخ تن در دانشگاه کد درخواست متن : 54 از متن : ... برای پرداخت به آنچه فرار است ؛ برای نوشتن از آنچه ناخوانده است و برای اندیشیدن درباره ی آنچه که درباره ی چیزی نیست تنها می توان از اندیشه ای فرار ، ناخوانده و نامربوط کمک گرفت . فضای دانشجویی آن فراریت ، آن ناخواندگی و آن نامربوطی اکیدی است که برای نزدیک شدن به آن در هر طرح نظری چاره ای جز تبعیت از منطق سیال آن نیست . فضای دانشجویی آن عمل « نا به جا» و آن اندیشه ی نا به جاست . فضایی ناجور از رفتارهایی ناجور . در برخورد نظری با چنین فضایی و در بررسی تاریخ چنین فضایی آنچه تا کنون مفقود بوده ، پویایی ای نظری از این دست بوده است .... وضعیت دانشگاه در حال حاضر در قبال تاریخش موقعیت تماشاگری مراجعان موزه های نفیس است . باید تماشا کرد و از دست زدن به اشیا خود داری کرد به عبارتی دیگر در مقام مواجهه با اشیا باید همانند اشیا شد . تحلیل امکان ساز به بیشمار گروه ها و نشریه های بی شناسنامه ای می پردازد که در جای جای دانشگاه های مرکز و استان های در حاشیه در حال انتشارند ؛ به همه ی آن کسانی که راه های انهدام تن را نه در تظاهرات سیاسی بلکه در استفاده از مواد مخدر تجربه کرده اند . همه ی آنان که سیاست تن را در جنسیت مخفی در برابر نظام جنسی حاکم بر دانشگاه جسته اند . آنان که مشروط شده در نظام دانشگاهی و طرد شدگان چنین نظامی هستند. چنین تحلیلی بدون تمرکز بر تحلیل های شخصیتی – جامعه شناسانه از چنین افرادی تنها به امکان پذیری شیوه های جدید ابراز آنها می اندیشد . قطعیت ها فاقد هراس هستند . پس از وقوع زلزله تنها می توان ماتم گرفت . هراس از امکانیت موقعیت های احتمالی بر می خیزد . تمام آن چیزها که خویش را در امکان پذیری و نه تحقق صرف نگاه می دارد ، پراکننده ی هراس در فضای مورد تاثیر خویش هستند . قدرت تحلیل های امکان ساز در ایجاد این هراس است . هراس امکان های سرشاری که خود خواهد آمد . ....( کد در خواست متن: 54 )
--------------------------------
مصرف شدن اما به عنوان سیانور 1385 – کد درخواست متن : 53 درباره : در نامه اي به محسن نامجو از متن :...حنجره لازم نیست که سخن بگوید می تواند پاره شود... ...فرد حرفه ای با حفظ فاصله حرفه ای خویش از سایرین تنها می تواند الگویی خشک از تطبیق را ارائه دهد ، در حالیکه فرد پادحرفه ای الگویی از تخطی ارائه می دهد. او با شناخت حرفه ای از دانش خویش به راحتی بنیان های بی بنیان دانش خویش را هدف قرار می دهد. او استثنای قواعد حرفه ای خویش است. فرد پادحرفه ای آنقدر حرفه ای است که بداند برای نابود سازی خویش باید به کجا حمله ور شود... بنابر استعداد نبوغ آمیز فرهنگ در مصرف کردن و تولید آشغال ، به تو (نامجو) سفارش می کنم (به عنوان یک رفیق کله خر) که جلوی مصرف شدن خودت را بگیری یا لااقل اگر قرار است مصرف شوی سعی کنی به عنوان سیانور مصرف شوی. ما مخاطب را برای گیر انداختن ، آزار دادن و سرانجام کشتن احتیاج داریم: بله، ما واقعن به مخاطب احتیاج داریم... (کد درخواست متن :53) --------------------------------
قطعه 4 1386 کد درخواست متن : 52 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… ما لخت خواهیم شد . دیرینه شناسی جسد یک موش در مسیر کار ، به من می آموزد که دیر یا زود ما لخت خواهیم شد... لخت از آتش برگشته به سوی سر ، لخت از تعفن خواب در دهان صبح ، لخت از وطن و هرچه در اوست ، لخت از کفن به وقت فراموشی تن ، لخت از میرزای عبوس و جسد یک موش در حوالی بعد از ظهر که از صورتش خون می چکد بر روز ، که از پایین تنه مرده است و از بالا له شده زیر چرخ ماشین ، سرش و پوزه اش که ماسیده بر آسفالت... (کد درخواست متن :52)
--------------------------------
ابعاد انسانی 1385 – کد درخواست متن : 51 درباره : طنز سياسي از متن :... نا آگاهی بازرگانی : به چند تن «ریزعلی خواجوی» جهت تامین امنیت قطار هسته ای نیازمندیم. 1- ابعاد انسانی حکم می کنند که انسانی فربه نتواند در پشت انسانی نحیف قایم شود. اما همان ابعاد انسانی حکم می کند که انسان نحیف بتواند در پشت انسان فربه دیده نشود. پس انسان نحیف چون دیده نمی شود ، قایم می شود و انسان فربه چون قایم نمی شود ، دیده می شود. 2- چرا امر زشت همواره « بعید » است ؟ ( « این کار از شما بعید است.» ) . گذشته، همواره طاغوتی ، غلط و چیزی متعلق به غیر است . ماضی بعید به دستور حال ساده آبگیری می شود. ماضی نقلی، ماییم که از گذشته تا امروز ادامه داریم . دولت نهم ، حال ساده است و آینده تنها همین حال ساده است که مانعی است برای حال کاملی که ماییم. 3- با طرح پاکسازی جامعه از دامن اشرار و نیز اصلاح سیمای شهر از لوث بدحجابی ، جامعه ای خواهیم داشت که سرشار از خیر و در نتیجه فاقد شر است . چه خوب بود که برای احترام به لقمان حکیم ، عده ای انسان بی ادب را باقی می گذاشتند تا مایه ادب آموزی سایرین شوند. با این حساب ، امر خیر با قربانی ساختن مطلق شر ، خویش را به شر مطلق تبدیل ساخته است چرا که به زور هیچ نیرویی نمی شود از شر آن خلاص شد. 4- معلم ها سه دسته اند ؛ دسته اول آنان که درس می دهند ؛ دسته دوم آنها که درس نمی دهند و دسته سوم آنان که اعتصاب می کنند. دسته ی سوم به زودی به دسته ی دوم می پیوندد و دسته ی اول به دسته ی سوم می پیوندد و .... ( به چه راحتی می توان منطق دو دویی ارسطو را به هم ریخت!)... (کد درخواست متن :51)
--------------------------------
درباره ابتذال 1385 – هفته نامه گلشن مهر کد درخواست متن : 50 درباره : ابتذال از متن :... مدرنیته با ابتذال شروع می شود و پست مدرنیته با به ابتذال کشیدن ابتذال و سنت شروع نمی شود او همواره از پیش بوده است... خودکشی ابتذال مرگ است و شعر ، ابتذال زندگی است و زندگی خود سراسر امری مبتذل است... (کد درخواست متن :50)
--------------------------------
شيوه هاي فوكويي و بودرياري تخيل 1385- فصانامه خیال کد درخواست متن : 49 درباره : فوکو و بودریار از متن :… با اين وجود ما نه در آن جغرافيا و نه در آن لحظه ي انفجار ، بلكه بر روي يك خط چگال و دقيقن در لحظه ي مكث نزول ثانيه ي واپسين به سر مي بريم و درست در همين لحظه و همين جاست كه امر خيالي و امر واقعي به زور به هم منطبق شده اند تا افق زندگي مان را رقم بزنند . درست در همين "آن ـ جا" ("آن" : لحظه ، جا : مكان) است كه امر خيالي خويش را در امر خيالي تر محو مي سازد و امر واقعي در حادواقعي اضمحلال مي يابد … در فرض «آنچه هست» آن چه اهميت دارد نه تكاپويي براي جمع آوري دلايلي بر بودن «آنچه هست» يا حفظ آن بلكه جايگزين ساختن تخيلي با تخيلي ديگر است . «آنچه هست» خود تخيلي است ، اما تخيلي كه مي خواهيم آن را با تخيلي ديگر دچار چالش سازيم . «آنچه نيست» هم دربردارنده ي همان فرض بوده و خود تخيلي ديگر است . آنچه اهميت دارد اصرار بر «آنچه هست» يا «آنچه نيست» نمي باشد ، بلكه اهميت در پافشاري و در تكاپو براي نبودن يا دگرگون بودن «آنچه هست» و يا در سوي ديگر، بودن يا دگرگون بودن «آنچه نيست» مي باشد... (کد درخواست متن :49)
--------------------------------
نيويوركي هاي وانما گرا ، نه هرگز! مصاحبه نيكولاس زوربراگ(zurbrugg ) با ژان بودريار 1385 کد درخواست متن : 48 درباره : ترجمه از متن :… به همين دليل است كه اندي وارهول مرا بسيار شگفت زده مي سازد ، اما هنرمندان فعلي نيويورك كه به سادگي شيوه هاي آشناي وانمايي را باز تكرار و باز توليد مي كنند ،هرگز . اظهار نظر قطعي در مورد اين كه ما در حكومت وانمايي به سر مي بريم ، بي معنا است ... همان لحظه اي كه شما باور داريد كه تحت حكومت وانمايي به سر مي بريد در واقع ديگر آنجا نيستيد ... درست مثل تبديل يك نظريه مانند نظريه ي من به يك مرجع ، در حالي كه نبايد هيچ مرجعي وجود داشته باشد . ن. ز.: آيا شما از اينكه يك تروريست نظري باشيد ، لذت مي بريد؟ ژ. ب. : بله ، فكر مي كنم اين يك موضع ارزشمند است ، در لحظه اي كه نمي توانم با چيز ديگري مواجه شوم. اين يك ارث و ميراث از وضعيت گراها و باتاي و غيره است ... من حس مي كنم كه چيزي از آن موضع به ارث برده ام ، لحني وحشيانه و روحيه اي خرابكارانه . من براي تغيير كردن خيلي پير هستم . بنابراين ادامه مي دهم . ... (کد درخواست متن : 48 ) --------------------------------
قطعه 3 1385 کد درخواست متن : 47 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… "در" چیزی است که درون را از بیرون جدا می سازد. "در" یک امکان است ، امکان باز بودن یا بسته بودن و نیز امکان عبور. از پنجره تنها می توان تماشا کرد اما "در" برای گشودن و رفتن است یا بازگشودن و مقیم گشتن. "در" سنتز باز و بسته شدن است... اگر از پنجره می توان دید از "در" می توان رد شد... تنها دزدان می توانند بی ملاحظه شاعرانگی پنجره ، "در" بودن آن را تجربه کنند و نیز با بالا رفتن از دیوار و پریدن به درون خانه به انکار واقعیت "در" بپردازند... "در" واقعیت خویش را از دیوار می گیرد. "دری" که مابین دو دیوار جای نداشته باشد ، استهزای دیوار است ... (کد درخواست متن :47)
--------------------------------
فضا زدایی از فضا 1385 درباره : فلسفه فضا کد درخواست متن : 46 از متن: پیش از هر چیز می خواهم دو سیاست ممکن در قبال فضا را مشخص نمایم تا از خلال بازبینی پیش فرض های مشترک آنها به طرحی جدید از فضا دست یابم که شاید بتوان آن را در مفهومی عام فضا زدایی از فضا نامید . در برخورد اول می توان دو رویکرد ماتریالیستی و ایده آلیستی نسبت به فضا را از هم تفکیک کرد ... شاید رویکرد سوم طبق معمول تلفیقی باشد . اما ما رویکرد تدفینی را ترجیح می دهیم . یعنی به جای وارد کردن بحث اتمسفر ( یا حال و هوای ) یک فضای مادی یا مادیت یک اتمسفر معنوی به گسستن پیوندهای مشترک آنها می پردازیم نه پیوستن نااشتراکات آنها . به عبارتی ما آن دو را کم می کنیم تا به حاصل صفر برسیم به جای جمع کردن آنها برای رسیدن به واحد یک ... ما احتیاج داریم خودمان را بپوشانیم حتی در مادی ترین وضعیت و در نامی به نام تن !....( کد در خواست متن: 46 ) --------------------------------
Iranian Incurable Situation About Iranian Nuclear Program and The Concept Of The Other 2006 Request code : 45 Abstract : …Those days the fight was over oil, that oil that exists, and today it is over that energy that does not exist. Those days Iranian tablecloth gave out oil scent and today Iranian’s life gives out atomic scent. This scent such as love or hate is not real but is virtual, tell it exists then it exists. Those days the dominant literature is not such cryptic and adventure was explicit. The multi advantage was not under consideration. It is not sorrow for lost last times, but it is branding the present history by those things that seat themselves, in a inverse way, in the place of truth or true reality. Today each words are such as pure politicians. The political game in writing resolutions is consumed in producing such reality, you can read it hyperreality, by arranging the words… We are in this corridor in waiting for the miracle to come. It is our situation; we are in any rate incurable. But it does not compel The other to sympathize with us because The other in present history produces as an antagonistic case. This that there is not a pre determinate scenario for condemning Iran, it’s not our optimism, but it is the peak of our pessimistic. It means that there is not a knowledgeable scenario and it cause various probabilities keep themselves in possibility forever. It is horror and agitation, of exciter extempore play on live and death. Because of indefinable and indeterminate roles, The other exactly can be replaced in my position. The terrorist can be victim. It is the same fear of sudden explosion of a bomb in Iraq or in London. In this era, The other is not an excuse to produce an ethical relations, but in contrary it is an excuse to produce an antagonistic relations. Being in position of The other is being in position of an explosion. And it is not the provider of sympathizing with The other at all, but it is advertency putting The other in that position that essentially could be reversed toward us. This is the problem of our world and its solution is not in another where, certainly it’s not in Iran. . …( Request code : 45)
-------------------------------- سرنوشت دولت در ایران یا چگونه دولت احمدی نژاد هم تمام می شود 1385 کد درخواست متن : 44 درباره : سرنوشت دولت در ایران از متن : ... دولت در ایران ، دولتی همواره مقید و مهارشده بوده است. این مهار نه توسط مردم بلکه به واسطه ی نهادها و قوای موازی دیگر صورت می پذیرد . (این چیزی مختص به بعد از انقلاب نیست پیش از آن نیز دولت ها توسط شاه به گونه ای ویژه مقید و مهار شده بودند.) . دولت از یک سو دارای خصلتی مقید است : مقید به قدرت ملوکانه . و از سوی دیگر دارای خصلتی مهار شده : مهار توسط نیروها و سامانه های قانونی با دخالت هایی فراقانونی یا پشت پرده . مقید بودن ، اشاره به پایبندی ایدئولوژیک دولت دارد و مهار بودن اشاره ای به دست و پا بسته بودن آن در برابر نیروهای مافیایی موجود در جامعه است. یکی از علل سقوط شاه چه می توانست باشد جز اینکه دیگر نشانی از امر دینی در آن وجود نداشت جز اینکه مشروعیت خویش را از دست داده بود . و آیا انقلاب ایران اوج این بحران مشروعیت و اکتساب از منبع لایزال مشروعیت بخشی دینی نبوده است . پرداخت به تغییر و گسستی که در سامانه ی مشروعیت در انقلاب ایران به وقوع پیوست و پی گرفتن آن در تاریخ حال حاضرمان ؛ شاید یکی از مبرم ترین و ضروری ترین چیزهایی باشد که باید در قبالش اندیشید . نقطه ای که به گمان من تاریخ ما دست به ریسک بزرگی می زند خطر از دست دادن تمام اهرم های مشروعیت بخشی به خویش چیزی که آن را به گونه ای کلی تبدیل به تاریخ و فرهنگی نامشروع می سازد . ...(کد در خواست متن: 44) --------------------------------
از ساق های علی دایی تا باسن جنیفر لوپز تحلیلی بر قواعد تن در فوتبال 1385 کد درخواست متن : 43 درباره : فوتبال از متن : این ساق ها قیمتی است همان گونه که آن باسن قیمتی است . این ساق ها بازیشان جذاب است و این باسن تنازی اش . هر دو بیمه هستند آنقدر بیمه اند که هیچ تضمینی ندارند ، هر دو آنقدر واقعی اند که هیچ واقعیتی ندارند و آن قدر زیبا و معنا دار که زیبایی دیگر معنای خود را از پا داده است . از ساق های علی دایی تا باسن جنیفر لوپز جهان در انتظار است . جهانی که سرگرم است اما در پس پرده ی این شادی ، این سرگرمی ، این تفریح ، این تنوع ، تهوع جهانی قرار دارد که ارزش ها در آن به گونه ای بنیادین به گونه ای ناعادلانه تقسیم شده اند!... ( کد در خواست متن: 43 )
-------------------------------- قطعه 2 1385 کد درخواست متن : 42 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… دندان های حقارت از ترس جنازه در دهان می ریزند و حلقوم تاریخ خون می گرداند بر صورت نتراشیده ی زمان. تن در تراکم تشویش اذان به جای می آورد ، در حاشیه ی هوس و شلیک بوسه های خشم بر گلوگاه ایوان سر می گرداند به سوی دیروز مفقود و بلوغ عطش وار یک سایه تاول می ترکاند لم کرده در عبوس یک پاییز...سرودهای رهایی لب ها را به قصد نوارهای کاست ترک می گویند. جهان حقارت های خویش را با دامن ختنگی به پا می کند و بر جنازه برادرانش پای می رقصاند و عقربک های ساعت این باز تصویرگران غیاب ابدی ، از فرجام بازگردش خویش دوش می گردانند....( کد در خواست متن:42 )
--------------------------------
با بوی گندی که همه به آن عادت کرده ایم گاهنامه هم همه-دانشگاه تبريز 1385 کد درخواست متن : 41 درباره : وضعیت یک پخ هلدن در دانشگاه از متن :… در بیرون دندان ها جایی میان لب و لثه ، احساسی نهفته است که شبیه عدد هجده است و 18 شبیه تنبلی چشمانت است که می خندند وقتی که « پخ هلدنی» که واژه ی لبریز از لبانت است سرسره ی گونه هایت را به سوی زمین می ریزد. من آن اشک آخرم از ابتدا. مژه هایش آغشته به کثافت آلکان هاست ، حرفه ی شریفش غلتاندن غرور ملی است ؛ تولید مثلش ، تولید بی مثال انقراض نسلش است. « پخ هلدن های » عمرم به پرواز در می آیند؛ چشمان عبوریم اشتباه نمی کنند، پرهای ریالی ام قلکی از خاطرات شکسته می شوند. اینجا دست به دست نرده ها می گیرم که نیفتم که افتادنم شبیه مشروطی دانشگاه است و کاسه ی مغزم انبار پل های عابران پیاده است. اژدهایی سر خط است ؛ خط بعدی از صفحه بیرون می زند ، دور دستانم می پیچد ، بین لثه و لب ها ، خرده های غذا را از دهانم بیرون می کشد و پرتاب می کند بر صفحه ی کاغذ. این خط دیگری است که خوانده نمی شود از صفحه بیرون می زند ، دور دستانم می پیچد ، جایی بین لثه و لب ها که با زبان احساس می شود. « پخ هلدن » بهانه است. جهان بهانه است و ما بهانه گیرانیم... (کد درخواست متن :41)
-------------------------------- همراهي يا مقاومت با منطق خيابان 1385 کد درخواست متن :40 درباره : خیابان از متن :… خيابان دالاني است كه ما را به درون خويش مي كشاند ما براي انقلاب كردن بايد از آن بگذريم هرچند خيابان مسير هر روزه ما براي خريد و سر كار رفتن باشد ... خيابان آنقدر موضوع جذابي است كه بتوان ساعت ها در موردش فكر كرد وصدها مطلب درباره اش نوشت اما جذاب ترين كار ، رفتن به خيابان و باز نگشتن است : يك وضعيت خياباني... (کد درخواست متن :40)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سال ۱۳۸۴ --------------------------------
از عمو صمد و عمو پوررنگ 1384 کد درخواست متن : 39 درباره : صمد بهرنگی از متن :… نوشتن از صمد بهرنگي معلم تبريزي كه به طرز مشكوكي در ارس غرق شد؛دشوار است. نوشتن درباره ي عمو صمد دوست خوب بچه هاي اعماق دشوار است اما دشوار تر ازآن نوشتن درباره عمويي ديگر است ، عمويي از جنسي ديگر و در جهاني ديگر، عمويي با هزار رنگ : عمو پوررنگ . نوشتن از عمو صمد دشوار است چرا كه او هنوز اين قابليت را دارد كه به طريقي خلاف آنچه تا به حال خوانده شده ، خوانده شود . اما نوشتن از عمو پوررنگ دشوارتر است از اين جهت كه چگونه مي توان از چيزي نوشت كه خوانده نمي شود . عمو پوررنگ خوانش ناپذير است او چون خطي ناخوانا ، چون الهامي شيرين پذيرفته مي شود و چون زيبا بازي مي كند زيبا مي فريبد . فريب عمو پوررنگ ، فريبندگي اي است كه همراه هميشگي امر كودكانه است ، هر آنچه به پاكي توسل جسته و از سلاح برنده ي پاكي ، دنيايي از ناپاكي را رقم مي زند... عمو صمد يك عنصر انقلابي است و عمو پوررنگ يك عنصر بعد از انقلابي ! صمد در داستان «يك هلو هزار هلو» به زيبايي در قالب داستاني سير تطور يك انقلابي را در دوره هاي گوناگون متصور مي شود : هلويي كه توسط كودكان دزديده ميشود يا در اثر تصادف از سبد ميوه ي باغبان خان به زمين مي افتد ، توسط كودكان با ولع خورده مي شود . كاشته مي شود ، درخت مي شود ، قطع مي شود و ... . از زبان هلويي كه خود صمد يا هر انقلابي ديگري است مي شنويد : اما من خوشحال بودم چون مي دانستم كه من را تا آخرين ذره با لذت خواهند خورد و پس از خوردن ، لب ها و انگشت هايشان را خواهند مكيد . و من روزها و هفته ها زير دندانهايشان مزه خواهم كرد.( يك هلو و هزار هلو) او سوژه اي انقلابي است اما در عين حال ابژه اي است در دست كودكان او ذاتن در موقعيت پارادوكسيكال تجربه ي سوژگي و ابژگي گير افتاده است . اكنون گوشت من از بين مي رفت اما هسته ام در فكر زندگي تازه اي بود... من در يك زمان معين هم مي مردم و هم زنده مي شدم.( يك هلو و هزار هلو) ما تنها با سوژه هاي انقلابي سر و كار نداريم مقام ابژگي نيز داراي موقعيت انقلابي و راديكال شده است . تلخ شدن گوشت گاو در دهان زن باباي الدوز نمونه اي از اين راديكاليته ي ابژه هاست . درخت هلو نيز ميوه هاي خويش را از بين برده و بر زمين مي ريزد تا به باغبان و خان نرسد ... (کد درخواست متن :39) --------------------------------
انتخابات و اغتشاش نشانهها روزنامه اقبال 1384 کد درخواست متن : 38 درباره : نهمین انتخابات ریاست جمهوری از متن :… اين اكثريت كه احتمالاً به خاطر اينكه از رجال سياسي نيستند، ردصلاحيت ميشوند مشتي هستند نشانه خرواري از آن اكثريت داراي رأي كه يا نسبت به انتخابات بيتفاوتند يا در آن صرفاً به عنوان يك آئين شركت ميجويند و يا حتي به عنوان يك تفنن، يك راه اعلام هويت با قرار دادن خود در ذيل نام يكي از كانديداها. همه كساني كه كانديدا ميشوند، عليرغم آنكه ميدانند شرايط كانديداتوري را ندارند در پي اعلان بودن خود هستند. آنها ميخواهند بگويند ما هستيم و البته كساني مانند ابراهيم يزدي هم ثبتنام ميكنند تا بگويند كه نيستند كه آنها ديگر وجود ندارند... (کد درخواست متن :38)
--------------------------------
استفراغ نظم مستقر در بطن اجتماع نشریه آتش -1384 کد درخواست متن : 37 درباره : ..... از متن : ... نظام همه را بلعيده است ، تنها كاري كه از ما بر مي آيد تحريك معده ي نظام براي بالا آوردن ما است .ما استفراغ نظم مستقر در بطن اجتماع هستيم ، اين تنها راه رها شدن از وضع موجود است . نظام آموزشي ، نظام وظيفه ، نظام مهندسي و صدها نظام ديگر ، ما تار و پودهاي اين نظام ها هستيم ، براي تخريب آنها راهي جز فروپاشي خويش نيست . انهدام ارگانيسم تن خويش به عنوان اعلان جنگ به هر نظم ممكني . ايستادن بر گرانيگاه نظام و رقصيدن با آواز متلاشي شدن پيكري كه خود نمونه نابي از يك نظام است . فلسفيدن تنها مي تواند با پتك صورت پذيرد . تنها با انديشه اي ويروسي مي توان به جنگ وضع موجود رفت . تنها با پريشاني انديشه و انديشه اي آشوبناك مي توان به جنگ انضباط و نظام فكري غالب رفت . پيش به سوي يك ناهنجاري تعمدي ، پيش به سوي انفجارهاي خود ساخته يا ناخواسته ، پيش به سوي به آتش سپاري تمام كتابخانه ها . گاه سخن گفتن از انقلاب آسان ترين كار مي باشد ، با اين حال براي از بين بردن نظم موجود آنچه بيش تر احتياج است عملي انقلابي است . آنگاه كه براي انقلاب كردن به كلمه ي انقلاب نيازي نيست . تمام آنچه احتياج است عملي بنيان كنانه براي كندن اين دندان استقرار يافته در حال حاضر ماست . بي هيچ تمنايي براي كاشتن دنداني مصنوعي . ما به جويدن احتياجي نداريم ما از اين پس مي بلعيم . ....( کد در خواست متن : 37 )
--------------------------------
تنها انتخاب موجود انتخاب واحد است نشریه آتش – 1384 کد درخواست متن : 36 درباره : 16 آذر از متن : ... بيشترين قدرت يك جنبش نه به جايگاه ويژه و موثر آن در خط مقدم مبارزه بلكه در بي جا بودن زماني و مكاني آن است . ما آن عمل بي جا ، آن شورش و آن تفكر بي جا هستيم . آنچه در يك جنبش بيش از هر چيز احتياج است (همان گونه كه از لغت جنبش بر مي آيد ) جنباندن است . براي جنباندن احتياج مفرط به جنبيدن است جايي كه تن به عنوان نشانه اي سياسي با رمزگان قدرت در افتاده و آن را به اضمحلال مي كشاند . جنبش بيش از هرچيز نه به ذهن هاي پويا بلكه به تن هايي براي رقصيدن احتياج دارد . اعلان جنگ به نظام آموزشي، اعلان جنگ به هر دستگاه شناختي ، اعلان جنگ به هر ماشين سلطه : ما ديگر با قلم هايمان نمي جنگيم . قلم خود ابزار سلطه حاكم است . روز شكستن قلم ها در دانشگاه ها فرا خواهد رسيد... ( کد در خواست متن : 36) --------------------------------
هنر مجاور ساختن پايان و آغاز 1384 کد درخواست متن : 35 درباره : فلسفه آغاز و انجام از متن :… بيشتر از آنكه نيازمند يك پايان و يا آغاز باشيم كه بر سر چيزي ، كسي يا نظامي فرود آيد . نيازمند يك آغاز و پايان توامانيم . ما قطبين متضاد را در مجاور هم قرار مي دهيم ، نه براي سازگار ساختن آنها، نه براي گرفتن انرژي و اخته ساختن آنها ؛ بلكه ما آنها را همواره وهميشه در معرض امكان انفجار و پرتاپ شدن و دور گرديدن از هم قرار مي دهم . مجاورت قطبين متضاد بدون هيچ اميد به سنتز آرامش بخشي بلكه تنها براي حاكم ساختن هراس ، هراس فروپاشي و پرتاب ، چيزي نظير پرتاب تاسي با بعد هاي ناشناخته ... حفره اي درون هرچيز براي حفظ تصوير آن چيز در كار است . حفره اي به شعاع حماقت هاي جمعي در جدي انگاشتن آنچه اساسن نا جدي است . نا جديتي كه نه به نظرگاه سوژه بلكه به عمق و بطن هر ابژه اي نفوذ كرده است ... (کد درخواست متن :35)
--------------------------------
نقد کردن 1384 کد درخواست متن : 34 درباره : اندیشه انتقادی و فاجعه از متن :… نقد کردن "آنچه هست" نوعی تبدیل آن به سرمایه ای قابل انتقال است. نقد کردن نه تفکیک سره از ناسره بلکه تبدیل هر آنچه هست به چیزی آماده مبادله در بازار گفتمانی است... نوعی میل بورژوایی به قابل مبادله ساختن همه چیز... باید تمام هیجان های نظریه های انتقادی و رادیکال را با خوانش جدیدی قرائت کرد ؛ آنها با سخن گفتن از فاجعه ای در شرف وقوع به طور پنهانی دستانشان با خود فاجعه در یک کاسه بوده است چرا که این حقیقت را انکار کرده اند که فاجعه خود پیش تر اتفاق افتاده است. اندیشه انتقادی تنها با با انکار فاجعه ای که در آن غرق شده ایم می تواند درباره ی آن چیزی اندیشه کند که در شرف انجام است اما باید جرات بازگویی این خقیقت را یافت که فاجعه و وضعیت اضطراری همان چیزی است که ما در آن گیر افتاده ایم ... (کد درخواست متن :34)
-------------------------------- قطعه 1 1384 کد درخواست متن : 33 درباره : قطعه های فلسفی-ادبی از متن :… از فرمایشی بودن نمی ترسم. از باز کردن پرانتزی که بسته نشود از بستگی به این یا آن نمی ترسم. از اینکه با پاچه گشاد در سرازیری خیابان انقلاب لیز بخورم و سرم بشکند و از خون نمی ترسم... از کثافت های کودکی که با اراده ی خودآگاه بر شب ادراری های خود خواسته اصرار می ورزد و همیشه و همواره و در همان حال به حال برهم زدن های خود دامن می زند و دامن ختنگی های بلوغ وارش را از رخت آویز سرخ می آویزد و شب ها شورتش در حرم مطهر سانفرانسیسکو خیس می گردد نمی ترسم...(کد درخواست متن :33)
-------------------------------- ا م ر ر و ز م ر ه 1384 کد درخواست متن : 32 درباره : امر روزمره از متن :… جغد ها، شب مره هستند . اين مربوط ترين چيز به امر روزمره است چرا كه هيچ ربطي به آن ندارد الا همين دو سه ارتباط كه مي دانيم ... درك يك لاك پشت از زمان هميشه قرار گرفتن در موقعيتي گذشته است . دركي عقب مانده از آن چه كه با سرعت از تو مي گذرد و تو را در گذشته ات وامي نهد . درك من از زمان ، درك آن لاكپشتي است كه همواره تاريخ و زمان برايش گذشته است و آينده هم همه ارزاني نسل هاي بعد... با اين حال حتي تركيدن يك بمب مگانيوتني در ناممكن ترين جا نيز مي تواند تنها زيوري بر امر روزمره باشد . سيل اخبار، بسي كسالت بارتر از بي خبري است همان گونه كه آگاهي بسي مزخرف تر از ناآگاهي ... (کد درخواست متن :32) --------------------------------
پانوشت هایی برای سوختن در حومه فرانسه نشریه آتش – 1384 کد درخواست متن : 31 درباره : آشوب هاي خياباني در فرانسه از متن : .... تمام آنچه خود می سوزد، می تواند بسوزاند . تنها آنکه در نظم مستقر له شده است، می تواند آرامش پاسدار نظم را در هم شکند . و تنها این حومه و نه مرکز است که می تواند چنین نظمی را هدف قرار دهد . سوزاندن ماشین ها به عنوان نمادی از ماشین تبعیض حاکم ، و سرآخر آنچه تنها با ویران ساختن ارگانیسم تن خویش به عنوان شاخص ترین حالت نظم سراسر آرامش ظاهری در پس چهره تاریخی پاریس را در هم می شکند . به این طریق شورش به گونه ای پارادکسیکال شرایط وجودی خویش را می بلعد. به این طریق خشونت عریان خیابان ها جای خود را به خشونت انتزاعی بازی قانون می دهد که صدها بار مهلک تر است . آنگاه که جوان های واقعی جای خویش را به قضاوت ها و چانه زنی های حزب ها و تحلیل گران جامعه شناس می دهند و سوژه های خیابان ها ، ابژه های کتابخانه ها می گردند . این تقدیر ماست که از آن می گریزیم؟ .... ( کد در خواست متن : 31 )
-------------------------------- سوژه هنر 1384 کد درخواست متن : 30 درباره : ترجمه مقاله ای از آلن بدیو از متن :… پدرم عادت داشت كه بگويد « ما بايد از آغاز بياغازيم». پس من هم اين خطابه درباره ي سوژه هنر را از آغاز آن مي آغازم . اما اين آغاز چيست ؟ من فكر مي كنم كه ما بايد با قديمي ترين پرسش آغاز كنيم – پرسش از هستي ، پرسش از هستي به مثابه هستي ، از هستي مادام كه هستي است . هستي چيست ؟ وقتي مي گوييم چيزي هست ، ما چه مي گوييم؟ چيزي از هنر ... هست ؟ يا مثلن وقتي كه مي گوييم چيزي از هنر تا ابد يك حظ است ؟ با گفتن اين ها ما چه مي گوييم؟ من با تمايزي بنيادي ما بين سه سطح دلالتي هستي آغاز مي كنم ... سه امكان براي رابطه ي ما بين يك سوژه و كالبدش وجود دارد. سه امكان . و بنابراين سه امكان براي يك پارادايم سوبژكتيو وجود دارد . اولين آن تقليل پذيري است . سوژه مي تواند به كالبدش تقليل داده شود . ما مي توانيم اين گونه بگوييم كه در اين مورد ما با يك اين هماني درون ماندگار از سوژه مواجه هستيم ، اين هماني درون ماندگار از اين جهت كه هيچ جدايي اي وجود ندارد . بلكه تطبيق كاملي مابين فرآشد سوژه و فرآگرد كالبدش وجود دارد . در اين مورد معيار ، معيار نهايي ، تمتع است. آزمودن مرگ در زندگي. مورد دوم جدايي پذيري است . سوژه به طور كامل مي تواند از كالبدش جدا شود . در اين مورد تفاوتي متعالي وجود دارد ، تفاوت متعالي از اين جهت كه سوژه خويش را در جهاني متعالي مي آزمايد نه در قرباني ساختن جهان مطبوعش . امكان سوم چيزي است كه من آن را به عنوان تفاوتي درون ماندگار پيشنهاد مي كنم . نه يك اين هماني درون ماندگار ، نه يك تفاوت متعالي بلكه يك تفاوت درون ماندگار . در اين مورد سوژه قابل تقليل به كالبدش نيست ، بلكه در اين جا چيزي شبيه يك فرآشد خودمختار سوبژكتيو وجود دارد ... ( کد درخواست متن :30)
--------------------------------
پانزده نهاده درباره ي هنر معاصر
1384 کد درخواست متن : 29 درباره : ترجمه مقاله ای از آلن بدیو از متن :…1- هنر هبوط والاي امر بيكران در كران مندي حقير كالبد و جنسيت نيست. هنر فرآوري يك رشته ي بيكران سوبژكتيو از خلال توانايي هاي كران مند يك فروكاهي مادي است .... 5- هر هنري از يك فرم ناپالوده گسترش خويش را آغاز مي كند و پالايش پيشرونده ي اين ناپالودگي است كه تاريخ يك حقيقت هنري ويژه و نيز فرسودگي آن را مي سازد ... 15- اگر قرار است كه در ابداع روش هاي فرمال نمايان ساختن آن چيزي مشاركت كنيم كه پيش تر، امپراتوري به عنوان امر موجود آن را به رسميت شناخته است ؛ بهتر اين است كه كاري انجام ندهيم... (کد درخواست متن :29)
--------------------------------
شركت نكردن در انتخابات و رأي دادن به معين 1384- روزنامه اقبال کد درخواست متن : 28 درباره : نهمین انتخابات ریاست جمهوری از متن :... ميدانيم انتخابات همه چيز نيست لكن هيچ چيز هم نيست. قبول داريم مسألهسازي از چيزي به نام نهمين انتخابات رياستجمهوري و قائل شدن مركزي صلب براي آنكه حصاري در برابر ديدگانمان ميكشد كه نميتوانيم پراكندگي و محوشدگي قدرت را در يابيم، اشتباهي محض است. در حاليكه حاشيههاي انبوهي از عرصههاي زيست جهاني انساني در برابر آماج و هجوم سلطههاي پنهان و يا سلطههايي كه از فرط شفافيت رؤيت ناپذير گشتهاند، هر روزه در پاركها، در اتوبانها و در يك كلام در زندگي روزمره فرسوده ميشوند و نسيم كسالت وملال رابر چهره هر ايراني حك ميكنند. انتخابات همه چيز نيست لكن هيچ چيز هم نيست... در مواجهه سياسي با امر سياسياي نظير اين انتخابات، من ترجيح ميدهم به معين رأي بدهم و در مواجهه فراسياسي، خواهم گفت؛ انتخابات را فرامو ش كن! ... (کد درخواست متن : 28 ) --------------------------------
Foot – article for burning in French suburb About : French suburb riot 2006 Request code : 27 Abstract : system has swallowed all , the only work that we can do is instigate of the system’s stomach for throwing up us . we are , vomiting of the settling order in society’s abdomen. Only what itself burnt can burn. Only what has crushed in settling order can break the silence that protect the order. And only it is suburb , and not the center , that can aiming the center of such order . Burning the machines as a sign of dominant discrimination’s machine . And at last what overthrows entire simulator rest behind the historical feature of Paris , only by eruption of self body organism as a perfect system( Request code : 2)
--------------------------------
بودریار و امر سیاسی 1384 – هفته نامه ستاره گلستان کد درخواست متن : 26 درباره : اندیشه سیاسی بودریار از متن :... از نظر بودریار انتخاب کردن ، حربه هر نظامی است. نوعی نهادینه ساختن عقلانیت ، نوعی بخشیدن سوژگی متظاهرانه و تزریق نوعی ریسک و خطر مصنوعی برای از بین نرفتن جلوه های متظاهرانه نظام... (کد درخواست متن : 26)
--------------------------------
فوکو و امر سیاسی 1384 – هفته نامه ستاره گلستان کد درخواست متن : 25 درباره : اندیشه سیاسی فوکو از متن :... فوکو به نظامی از قدرت اشاره می کند که سد سخن گفتن توده هاست. وظیفه روشنفکر شکستن چنین سدهایی برای سخن گویی مردم است نه آن که خود با سخن راتنی ها و اطوال کلام ها سدی جدید در برابر بیانگری توده ها بسازد. نقش رو شنفکر دیگر در جلو قرار دادن خویش برای سخن گفتن از حقیقت سرکوب شده نیست بلکه نقش او مبارزه بر علیه شکل هایی از قدرت است که او را در حوزه دانش ، حقیقت ، خودآگاهی و گفتمان ، ابژه و سوژه توامان می سازد... (کد درخواست متن :24)
-------------------------------- شب ادراري 1384 کد درخواست متن : 23 درباره : سيل گلستان از متن : ... اين مرگ ها اتفاقي نيست ، من حتم دارم كه اراده ي خدايان بر اين قرار گرفته است كه بميريد ؛ پس بميريد . اپيكوروس گفت : « تا وقتي كه من هستم مرگ نيست و وقتي كه مرگ باشد من نيستم ، پس چرا بايد از مرگ بترسم .» اما آقايان من از مرگ مي ترسم چرا كه اتفاقي نيست چرا كه اراده ي خدايان بر اين قرار گرفته است كه بميريد ، پس مردند .... ( کد در خواست متن : 23 ) |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سال ۱۳۸۳ --------------------------------
تزهایی درباره جنسیت 1383 کد درخواست متن : 22 درباره : جنسیت از متن :… نظام تبعیض جنسی تفاوت عمده ای با نظام تبعیض توزیع ثروت دارد . مبارزه با فقر در نهایت هدفش حذف فقر است در حالیکه مبارزه ی جنسیتی هدفش نه حذف جنسیت بلکه تشدید آن باید باشد . (من زن هستم و به آن افتخار می کنم درست همان گونه که یک هم جنس باز به آن افتخار می کند . من نمی خواهم مرد باشم و از این بابت هیچ متاسف نیستم . این عبارت را مقایسه کنید با آن زنان که در پی شبیه سازی خویش با مردان هستند آنها در نهایت ، همان گونه که نیچه گفت ، زنانگی خویش را از دست می دهند آنها نسل زن را منقرض می سازند آنها زنانگی خویش را با مردانگی مردان طاق می زنند.)… (کد درخواست متن :22) --------------------------------
به سلامتي گاو كه نگفت من؛ گفت ما نشریه آتش – 1383 کد درخواست متن : 21 درباره : سوژه انقلابی از متن : ... چروكيدن ، خروشيدن و فروپاشيدن ، فرآشد سه گانه اي است كه هر سوژه انقلابي از آن مي گذرد اما نه لزومن در پيوستاري خطي يا در موقعيت اين پس از آني استعلايي. وضعيت مرگ بار حال حاضر تنها با كنشي مرگ بار نابود مي گردد . وضعيت مرگ باري كه از لبان خشكيده ي تاريخ سرازير مي شود برهيكل ورزيده حسين رضا زاده و تا چهره خندان عمو پوررنگ كش مي آيد و عمو صمد را در ارس يا همان حوالي غرق مي سازد آنقدر كه مي ميرد . آنقدر كه نمي داند از زور گرسنگي است كه مبارزه مي كند يا از روي شكم سيري و قصه همان قصه ي هميشگي است : يكي بود يكي نبود.... ( کد در خواست متن 21)
--------------------------------
ملبس شدگى تن در فضا 1383- روزنامه شرق کد درخواست متن : 20 درباره : سیاست تن از متن :... در اين فضا جهان به مانند چيزى نيست. جهان قابل تحويل يا بازنمايى نيست مواجهه ما با جهان در رخداد صورت مى بندد. تن چون صرفاً كالبد فيزيولوژيك نيست صرفاً توسط موادآلى تغذيه نمى شود، تغذيه تن در رخدادها صورت مى پذيرد. تن در رخدادها به تعريف هاى جديدى از خويش مى رسد به تعريف هاى قبلى خويش پشت پا زده، با آنها بازى كرده و يا عليه آنها مى شورد. در اين فضا هيچ آرمانى جز آرمان تغيير شناخته شده نيست. تغيير گسست راديكال از جهان نيست بلكه در جهان بودن است. تغيير رو به سوى پيشرفت و تضمينى براى آن ندارد، هر گونه پيش بينى پيشرفت (آن گونه كه در فضاى رهايى تن صورت مى پذيرد) صرفاً دام و گولى جديد است. بازتعريف تن، نابودى فضا نيست بلكه جعل فضاهاى جديد و اقامت گزينى در رخدادهاست... (کد درخواست متن :20) --------------------------------
روزی برای تسخیر ، روزی برای سوختن ، روزی برای پرتاب 1383 کد درخواست متن : 19 درباره : دانشگاه از متن :… در برابر میل به انهدام خویش،میل به انهدام نظام قرار دارد . چگونه می شود از دام تکرارها گریخت ؟ در بدترین زمین سست که می شود فرو رفت ؛ که می شود سبز شد ؛ آیا عبور پروانه ای یا عبور آشفته ی سگی ولگرد را شنیده اید ؟ ... در کتاب هایتان چیزی جز حقیقت نیست ، چیزی جز حقیقت محض ! پس کتاب هایتان را بسوزانید چرا که در دنیای سراسر دروغین ما حقیقت محض خود دروغی محض است . روزی که به حقیقتی احتیاج نخواهد بود . روزی که وازه ای برتر از واژه ای دیگر نخواهد بود . رها شدن از هر نظام حقیقت ، رها شدن از هر نظام واضع حقیقت . همان گونه که کارگر به علت موقعیت ویژه ی خویش در ارتباط با ابزار تولید دارای این قدرت می شود که بتواند به خودآگاهی ای دست یابد که دیگران از کسب آن عاجزند . دانشجو نیز به علت موقعیت ویژه ای که در ارتباط با نظام تولید دانش (روابط حقیقت) دارد می تواند به این قدرت دست یابد که شالوده ی نظام معرفتی موجود را درهم شکند . دانشجو بودن موقعیت لمس له شدن در نظام آموزشی _ تنبیه ای ست . استادان کارفرمایان نوین سلطه ی ایدئولوژیک حاکم اند ، قلم ها ابزار سلطه و نظام دانشگاهی ، نظامی است که به بازتولید و نشخوار دانش مشغول است... در وضعیت ملال آور و مکافات کشانه ی امروز همه با هم شریک و همدست هستیم . در حفظ نظم موجود همه با هم همکاری می کنیم . نظام همه را آلوده ی خویش کرده است . در شرم و جنایت مبادله همه در حال داد و ستد هستیم . ما حتی با مبارزه ای یک شکل و پیش بینی شده و چهارچوب مدار ، در حال حفظ نظم مبارزه هستیم . در جهان سراسر آلوده نمی شود به آلودگی اشاره کرد . آلودگی بیان ناپذیر شده است چرا که سراسر از پیش بیان شده است ما در عمق آلودگی گیر افتاده ایم ... ما در زمینی مبارزه می کنیم که تمام سوراخ ها و پیچ و خم های آن توسط قدرت موجود شناخته شده است ؛ ما محتاج به کشاندن قدرت به زمینی ناشناخته ایم ، آنجا که قواعد بازی ناشناخته بوده و عدم تعینی امید بخش و در عین حال دلهره آور بر آن حکم فرماست ... (کد درخواست متن :19)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سال ۱۳۸۲ ---------------------------- جایی زیر پونز نقشه ی جغرافیا ویژه نامه کوتا – 1382 کد درخواست متن : 18 درباره : دانشگاه از متن :… نظام در سیاه چاله ی مکنده ی خویش همه را بلعیده است، قتل های زنجیری شماره ی شان به تعداد تن ها و کالبدهای تمامی انسان ها ، خیسی خون لخته بسته ای است که بر لب ها ماسیده می شود و بر گونه های مجریان تلویزیون با لبخندی که شمارش های معکوس روزهای باقی مانده تا انتخابات را برمی شمارند . تا رسیدن به لحظه ی شلیک،لحظه ی مکث ثانیه ی واپسین،لحظه ی ثبت عکسی تاریخی درخاموش خانه ی حوزه های اخذ رای،لحظه ی انزال در یک فرهنگ انزال پیش هنگام . هجوم خیل بالغین عاقل به صف های صندوق های رای و هجوم کودکان گرسنه به صف های نان ، تا از میان نهمین پرده ی نمایش های خیابانی به شعبده ای ، برهانی بر وجود چیزی به نام ملت ، رخصت بروز یابد... آن زمان که نظام دانش حاکم بر دانشگاه کارکرد خویش را از دست داده و در دل خویش تصادف می آفریند . آن زمان که نظام سیاسی حاکم بر جامعه به یک کژکارکرد حاد مبدل می شود . قیام تمام دانش های تحت انقیاد علیه نظام دانشگاهی ، قیام سیاست های حاشیه ای علیه نظام سیاسی موجود، شورش بخش ملعون که دربردارنده ی سرسام ، هذیان و زلزله ای است که مرکز آن حاشیه های دانشگاه است اما هنگامه ی وقوعش پیش بینی ناپذیر است . زلزله ای ناخوانده ، به انتظار نانشسته ؛ نه اصلن یک چیز خودآگاه ؛ نه اصلن یک فرآیند ارادی بلکه چیزی به صراحت یک انهدام : یک تصادف ابژکتیو... (کد درخواست متن: 18 ) --------------------------------
چرا در انتخابات شرکت نمی کنم 1382 کد درخواست متن : 17 درباره : انتخابات مجلس ششم از متن :... امروز هر پیرمرد ساده دلی در هر کجای این مرز و بوم که لااقل دو سه خشتک از من و شما بیش تر جر داده باشد ، بدون هیچ تحلیل پیچیده ی سیاسی و استراتژیکی به این دریافت رسیده است که دو جین کرم تا ابد نمی توانند به یک دانه سیب بسنده کنند .... (کد درخواست متن :17) --------------------------------
رخداد بسته شدن يك پرانتزها 1382 کد درخواست متن : 16 درباره : ادبیات از متن :… اگر سيبي را گاز بزنيم و در باقي مانده ي سيب يك كرم نصف شده مشاهده كنيم ، نتيجه مي گيريم كه نصف كرم را بلعيده ايم . حال اگر در باقي مانده ي سيب يك چهارم يك كرم را مشاهده مي كرديم . نتيجه مي گرفتيم كه سه چهارم كرم را بلعيده ايم و اگر يك هشتم كرم در سيب وول مي خورد ، احتمالن مابقي در دهان ما بوده است . ادامه يا حالت حدي اين مساله جايي است كه سيبي را گاز مي زنيم و مي بينيم در سيب باقي مانده هيچ كرمي نيست . نتيجه : شايد همه ي كرم را و شايد هيچ ... ادبيات با از بين رفتن و يا بهتر بگوييم محو شدن و تشخيص ناپذير شدن آن كرم ( آن عنصر پليد آن اخلاق بايد و نبايد ) در برابر هجوم اين عدم تعين ابژكتيو قرار گرفته است . ما در هر كار ادبي ديگر با آن عنصر كريه مواجه نمي شويم و هميشه ناتوان از تحليل بود يا نبود آنيم . گويي معضل اپيستمولوژي دامن گير انتولوژي هم شده است : نه چيستي و نه هستي ؟! اضمحلال توامان اين دو در هم ... (کد درخواست متن :16) -------------------------------- عدم طرح مسایل کارگری در گفتمان های روشنفکری یا طرح مکرر نامسایل کارگری در ناگفتمان های روشنفکری 1382 کد درخواست متن : 15 درباره : گفتمان های روشنفکری و مسایل کارگری از متن :… وقتی می خواهیم درباره ی « دلایل عدم طرح مسایل کارگری در گفتمان روشنفکری » سخن بگوییم گویی پیشاپیش سه چیز را پذیرفته ایم . اول آنکه چیزی به نام گفتمان روشنفکری در ایران وجود دارد . دوم آنکه مسایل خاصی وجود دارند به نام مسایل کارگری که می شود در داخل یک گفتمان به آن ها پرداخت و سوم اینکه گویی پذیرفته ایم مسایل کارگری در گفتمان روشنفکری ، طرح نشده است . من با هر سه پیش فرض مخالفم . یعنی اولا مخالفم که چیزی به عنوان گفتمان روشنفکری در ایران وجود داشته باشد . دیگر اینکه قبول ندارم مسایل خاصی به نام مسایل کارگری وجود داشته باشد . و شاید از همه بحث برانگیزتر اینکه با این گفته هم مخالفم که مسایل کارگری در گفتمان روشنفکری طرح نشده است . با اینکه نه گفتمان روشنفکری داشته ایم و نه مسایلی ویژه به نام مسایل کارگری ، با این حال به کررات مسایل کارگری در گفتمان روشنفکری وارد شده است . آنچه ما با آن مواجه ایم طرح یک نامساله در یک ناگفتمان است . یا به عبارتی طرح یک ناچیز در یک ناچیز دیگر ... (کد درخواست متن :15) --------------------------------
بازم کیو کیو بنگ بنگ 1382 - نشریه آتش کد درخواست متن : 14 درباره : اصلاحات از متن :... محافظه کاری شلخته و لجام گسیخته را به یاد آورید. وقتی که تنبان گهی شان را به سر و کولمان می کشیدند و سر گفتن اینکه بالای چشمتان ابروست ، تنبان های ما را پرچم کرده و حیثیت مان را قرقره می کردند. به یاد آوید همه تحقیرها و تحمیل ها را ، همه زورها و زنجیرها و زوزه ها را . آن زمان که حقیقت را ختنه می کردند و همیشه آنقدر بیشتر می بریدند که از حقیقت چیزی باقی نمی گذاشت ... (کد درخواست متن :14) -------------------------------- بازی انتخابات 1382 – نشریه آتش کد درخواست متن : 13 درباره : انتخابات مجلس هفتم از متن :... ما از قطار اصلاحات نه پیاده شدیم نه پیاده مان کردند ؛ ما درست در ساعت نه و چهل دقیقه روز چهارشنبه در قطار باربری خیام – نیشابور منفجر شدیم و دانستیم در این مملکت هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست... (کد درخواست متن :13) --------------------------------
نقد نظری ، نقد عملی ، خشونت انقلابی 1382 - نشریه آتش کد درخواست متن : 12 درباره : جنبش دانشجویی از متن :... این نوشته در پی آسیب شناسی جنبش دانشجویی نیست ، اگرچه دریافت بعضی آسیب ها به اشاره در آن میسر است. آنچه این مقاله به آن می پردازد ارایه طرحی جهت توصیف این جنبش از دوم خرداد تا امروز (1382) است. همچنین قواعد و شگردهایی از خلال این طرح به عنوان مواردی تبیینی قابل استخراج است... (کد درخواست متن :12)
--------------------------------
نقدی از جنس دیگر 1382 کد درخواست متن : 11 درباره : اصلاحات از متن :... دوم خرداد چهره زنانه حقیقت را به ظهور رساند. چهره ای ضعیف داشته شده و مظلوم با کشکول گدایی حقوق برابر. جای نیچه خالی تا جواب پرسشش را بگیرد :«اگر حقیقت زن باشد چه؟»... پروژه دوم خرداد شکست نخورد بلکه مصرف شد ، به غایت مصرف شد. ما سیاست را با آشپزخانه اشتباه گرفتیم و از آزادی و دموکراسی و روشنفکری دینی و ... ملغمه ای ساختیم. با یاد عبارت نیچه : « واژه های خوش نما چنینند : تساهل – به جای ناتوانی از آری و نه گفتن- وسعت هم دردی – یک سوم بی تفاوتی ، یک سوم کنجکاوی ، یک سوم زود رنجی بیمارگونه -» ... (کد درخواست متن :11)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سال ۱۳۸۰-۱۳۸۱ ----------------------------
چگونه جنبش دانشجویی را بخوانیم 1381- روزنامه وقایع اتفاقیه کد درخواست متن : 10 درباره : جنبش دانشجویی از متن :... جنبش های جنینی در ایران با حلق آویز کردن خویش از بند ناف ، پیش از تولد خودکشی می کنند. ... جنبش های جنینی هیچ گاه نتواننسته و نمی توانند در خدمت گفتمان های آرمانی نظیر دوم خرداد در آیند. این جنبش های جنینی که شاید بیشتر بتوان در حیطه دانشگاه سراغشان را گرفت ، به هیچ وجه نمی توانند در و دیوارهای تنگ رحم را تا فرا رسیدن درد زایمان تاب آورند آنها به فرا آرمان رسیده اند و دموکراسی برایشان نه آرزویی بلکه رویایی است که به تحققش نه امیدی دارند و نه اشتیاقی... دوم خرداد در حال حاضر به عنوان مادری یائسه ، با آرزوهای شهر آشوبی دختری باکره ، هیچ گاه قابلیت باردار شدن را نداشته و انتظار تولد و جدا شدن چنین جنبش هایی از این مادر یائسه را باید فراموش کرد . ... (کد درخواست متن : 10)
-------------------------------- دانش و قدرت (ترجمه) 1381 از کتاب” The Cambridge Companion to FOUCAULT” (ژزف روسه) کد درخواست متن : 9 از متن : ...هدف عمده اين مقاله عرضه كردن يك تفسير همفكرانه و همدلانه براي فهم قدرت و دانش در اشكال مختلف مطالعات تاريخي فوكو درباره زندان ها و نيز تركيب كلي بحث اساسي وي در مورد جنسيت مي باشد. از آن جايي كه فوكو در اين دوره بيشتر درباره قدرت بحث كرده است تا آنچه كه قبلاً در مورد دانش بحث كرده بود, بحث من در مورد دانش بيشتر مبنايي براي گسترش بحث درباره ملاحظات وي در مورد قدرت است. ....( کد در خواست متن : 9)
-------------------------------- به صراحت یک انهدام 1381 کد درخواست متن : 8 درباره : ..... از متن : ... ما را به خاطر بسپارید، ما تنها شاهدان این انفجاریم : انفجار سنت سنده شده در توالت های فرنگی . ما گرسنه ایم و قادریم یک نظام نه بل یک تمدن را ببلعیم . دموکراسی برایمان نه یک آرزو بلکه رویایی است که به تحققش نه امیدی داریم و نه اشتیاقی . ما سوژه را کشتیه ایم زیرا که ابلهانه در بندمان کشیده بود و بر تابوت های بی الله اکبر خویش شادمانه سواری می خوریم . ما به صراحت یک انهدام دام دام دام دام میم . ما از درون سفره های خالی به میدان های بزرگ گام برنهادیم . ما دهشاهی را در جلبک های جوی بالای مدرسه پیدا کردیم نه در چاه های نفت و اکسید جیوه را بیشتر از مصدق شناختیم . ما در حاشیه رودخانه ای مسکن داریم که به دور از شیشه های مسکن های خالی از دو سو به پرتگاهی در منظره ای بس متهوع زاده شده است . از یک سو به سوی داربست های در اشارتی رفته است واز سوی دیگر به سمت پیکری لهیده و متلاشی که بر خاک می گسترد ....( کد در خواست متن : 8)
--------------------------------
کمی از مرگ و اندکی از عشق 1381 – روزنامه حیات نو کد درخواست متن : 7 درباره : ...شعر درباره مرگ و عشق از متن :... اگر برای زنده ها هم مانند مرده ها سنگ قبر درست می کردند ، انسان ها هیچ وقت گم نمی شدند... (کد درخواست متن : 7 )
--------------------------------
جنبش دانشجویی در انتظار گودو تزهایی درباره موسوم به جنبش دانشجویی 1381- نشریه آتش کد درخواست متن : 6 درباره : جنبش دانشجویی از متن :... مناسبت های تاریخی گورستان پیام های حاملشان هستند. چنین مناسبت هایی نمونه ی بکری از ابژگی ها (شی وارگی ها) هستند...رخدادهای تاریخی متعلق به کسی نیستند . چنین رخدادهایی درست در آنجایی از رخدادیت خویش می افتند که تعلق پیدا می کنند ...هر چیز باید مناسبتی داشته باشددر حالیکه مناسبت ها صرفن وجود خویش را در بی مناسبت بودن با زمانه خویش به ثبت رسانده اند... (کد درخواست متن : 6 ) --------------------------------
هر نام گذاری نوعی تجاوز است بندبازی با بند ناف 1381 کد درخواست متن : 5 درباره : هنر از متن :... نا-هنرمند هیچ یک از این دو نیست . نا-هنرمند به زندگی آری می گوید. اما بلوغش را به تاخیر می اندازد. او غایت مدار نیست و سیر زندگی اش حول هیچ مرکز جاودانه ای نمی چرخد. او نه بلوغش بلکه به دنیا آمدنش را نیز به تاخیر می اندازد. او دو قطبی درون و بیرون را به چالش می کشد. او ب بند ناف خودکشی نمی کند او به بند بازی با بند ناف می پردازد و مرگش چیزی است در حد و حدود لغزیدن طناب زیر پایش... (کد درخواست متن : 5 )
--------------------------------
حقیقت شاید نبودن حقیقت باشد 1380 – هفته نامه گلستان ایران کد درخواست متن : 4 درباره : ...شعر درباره حقیقت از متن :... درون هرکس حفره ای بزرگ نهفته است ، حفره ای که آتش دان خاطرات گذشته است ... حقیقت گاهی مثل سردی یک نوشابه در گرمی تابستان به خشکی آدم فرو می رود... (کد درخواست متن : 4 )
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سال ۱۳۷۷-۱۳۷۸ ---------------------------- آنشب بر سنگفرش خیابان خون دانشجو جوانه زد 1378 – روزنامه نشاط کد درخواست متن : 3 درباره : حادثه حمله به کوی دانشگاه از متن :... این حملات تا ساعت 5 و نیم ادامه داشت. مرحله دوم حمله از ساعت 7 و نیم شروع شد و تا ساعت 8 و 45 دقیقه ادامه پیدا کرد... من هرچه سراغ دکتر جراح شیفت صبح را گرفتم هیچ پرستاری و نگهبانی راضی نشد نامی از او ببرد... (کد درخواست متن :3)
-------------------------------- زیر باران زندگی کردن سخت است 1378 – روزنامه نشاط کد درخواست متن :2 درباره : مصاحبه با چند گدا در شهر گرگان از متن :... دنیا آخر ندارد. مثلن آمریکایی می گوید با کامپیوتر توانستم چیزی پیدا کنم که برای 14 هزار سال پیش است. خوب حتمن از آن قدیمی تر هم بوده است. آخر دنیا نامعلوم است ولی می گن سال 2000 ... (کد درخواست متن :2)
-------------------------------- کتک می خورم پس هستم 1377 – روزنامه نشاط کد درخواست متن :1 درباره : طنز سیاسی از متن :... دکارت : می اندیشم پس هستم طرفداران جامعه مدنی : کتک می خوریم پس هستیم. ... (کد درخواست متن :1)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 |
|
RSS
|